<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>


<rss version="2.0">
<channel>
 

<title>JMINews.com - Farsi</title>

<description>خبرگزاری جبهه ملی ایران</description>
  
<link>http://www.jminews.com/</link>

<language>fa-IR</language>
<copyright>Copyright 2012 &#169; JMINews.com</copyright>

<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:31 CST</pubDate>
<lastBuildDate>Thu, 17 May 2012 05:12:31 CST</lastBuildDate>
<managingEditor>JMINews.com</managingEditor>
<webMaster>JMINews.com</webMaster>
<ttl>120</ttl>

<image>
<url>http://www.jminews.com/images/jminews-banner.gif</url>
<title>JMINews.com - Farsi</title>
<link>http://www.jminews.com/</link>
<description>خبرگزاری جبهه ملی ایران</description>
</image>




<item>
<title><![CDATA[29 اردیبهشت سالروز ولادت آزاده مرد وطنخواه و مردم دوست ، دکترمحمد مصدق/ ادیـب بــرومــنــد]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7404&#38;mi=4</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>29 اردیبهشت سالروز ولادت آزاده مرد وطنخواه و مردم دوست ، دکترمحمد مصدق/ ادیـب بــرومــنــد</b><p>27 اردیبهشت 1391<p> <img src="http://www.jminews.com/images/albums/mossadeghSecular.jpg" border="0" align="center" width="185"><BR>
به نام خداوند جان وخرد<BR>
روز بیست ونهم اردیبهشت سالروز ولادت آزاده مرد وطنخواه و مردم دوست ، دکترمحمد مصدق است . مردی گرانقدر وسبکتاز که در پهنه پیکار با دشمنان وطن و جان سپاری در راه پاسداری از حقوق اقتصادی وسیاسی مردم کشورش از پا ننشست. وبرآشفته ازین بود که سرنوشت میهنش بازیچه ی آزمندیهای یک کشورخارجی ست.<BR>
این آن کسی ست که وقتی در کشور دشمنانش تنی چند از برگزیدگان روشن اندیش  ، برای تشخیص  یکی   از موثرترین  مردان تاریخ ایران  پرسش همگانی می کنند نام او را در ردیف  فردوسی ، کورش ، سعدی ، حافظ  و ابن سینا قرار می دهند وفرمایش حضرت علی علیه السلام را فریادمی آورند که فرمود « فضل آنست که دشمنان بر آن گواهی کنند.»<BR>
باری قطع نظر از هر نقل ونقدی با درک عظمت این مرد بزرگ جای آن دارد که زادروز اورا گرامی بداریم وبه روان پا کش درود بفرستیم.<BR>
تهران – 28 اردیبهشت ماه 1391<BR>
ادیـب بــرومــنــد<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7404&mi=4" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7404&mi=4</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7404&#38;mi=4</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7404&#38;mi=4</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:30 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[روابط ایران با اسرائیل/امیر هوشنگ آریان پور ]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7403&#38;mi=21</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>روابط ایران با اسرائیل/امیر هوشنگ آریان پور </b><p>27 اردیبهشت 1391<p>روابط ایران با اسرائیل<BR>
 <BR>
مقدمه:<BR>
 <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
اگر چه، دولت صهيونيستي از سوي رژيم شاهنشاهي ايران در ظاهر به صورت دو فاكتو موردشناسايي قرار گرفته بود، اما سطح روابط و همكاري‌ها بين آن دو بسيار فراتر بود. به گونه‌اي كه اسرائيل دوست، هم پيمان و متحد بسيار نزديك دولت شاهنشاهي به حساب مي‌آمد. بر همين اساس مقامات بلند‌پايه رژيم صهيونيستي به طور مكرر به ايران آمد و رفت داشتند و با سران و مقامات رده بالاي كشور ملاقات مي‌كردند. اين ملاقات‌ها بعضاً با بازتاب‌هاي سياسي فراوان همراه بود و موجب عكس‌العمل بعضي كشورهاي اسلامي منطقه نيز مي‌شد. براي مثال سفر «آبا ابان» معاون نخست‌وزير رژيم صهيونيستي به تهران در دي ماه سال 1343 و يا سفر لوي اشكول نخست‌وزير اسرائيل به ايران و ملاقات او با هويدا نخست‌وزير وقت در تيرماه سال 1345 دو نمونه از اين وقايع است. علي‌رغم خودداري رژيم پهلوي از افشاي سفر سران و مقامات اسرائيلي به ايران و ملاقات آنها با شخصيت‌هاي بلند‌پايه دولت شاهنشاهي، مع‌ذالك، صهيونيست‌ها در اين خصوص بيشتر به مصالح و منافع خود مي‌انديشيدند و كمتر مصلحت سياسي رژيم پهلوي را در داخل و خارج مورد توجه قرار مي‌دادند. لذا برخي سفرها و ملاقات‌ها از سوي رسانه‌هاي اسرائيلي افشا و آشكار مي‌شد و از اين بابت مقامات حكومت شاهنشاهي دچار دردسرهاي سياسي و تبليغاتي در داخل و خارج كشور، به خصوص جهان اسلام و عرب مي‌شدند. <BR>
افشاي سفر مقامات بلند‌پايه اسرائيلي و ملاقات آنها با سران و سردمداران حكومت شاهنشاهي ايران به همان اندازه كه براي رژيم پهلوي دردسرساز بود، براي اسرائيل منفعت سياسي در پي داشت. <BR>
از جمله اين سفرها و ملاقات‌ها، حضور موشه‌دايان وزير وقت كشاورزي و رئيس اسبق ستاد ارتش اسرائيل در سال 1341 و 1343 در تهران، سفر سپير باهين وزير دارايي اسرائيل به همراه يك هيأت بازرگاني براي قراردادهاي نفتي در سال 1336 به تهران و سفر مهندس شريف‌امامي رئيس وقت مجلس سنا به اسرائيل در تيرماه 1343 بود. گفته مي‌شد كه شريف‌امامي در اين سفر مبلغ چهار ميليون تومان از اسرائيل به عنوان رشوه دريافت كرده بود تا براي شناسايي كامل و رسمي اسرائيل از سوي دولت شاهنشاهي اقدام كند. <BR>
مسافرت سرلشگر بالاسكوف رئيس ستاد ارتش اسرائيل به تهران در دي‌ماه 1341، سفر ژنرال مه‌يراميت رئيس سازمان امنيت اسرائيل به ايران در سال 1343، مسافرت ژراد اسرائيل معاون دبيركل اتحاديه جهاني اسرائيلي به تهران در سال 1345، ورود يك هيأت اسرائيلي به سرپرستي اشكول وزير وقت دارايي و معاون او به تهران دراسفند‌ماه سال 1338، سفر مك‌ليف يكي از مسؤلان كارخانه لوازم يدكي هواپيما و هلي‌كوپتر از تل‌آويو به تهران در سال 1353 براي عقد قرارداد با مقامات ارتش شاهنشاهي و سفر آرون‌ويز رئيس كل شركت تهال نمونه‌هاي ديگري از روابط بسيار نزديك دو رژيم پهلوي واسرائيل بود. <BR>
نمونه‌هاي ديگر در اين باره، سفر جان‌روچيلد يهودي بانك‌دار معروف انگليسي به همراه دستيارش به تهران در دي‌ماه 1353، براي افتتاح شعبه بانك خود در ايران، ورود موشه‌بتان و آوروبن دورو از مقامات شركت نفت اسرائيل به تهران در فروردين سال 1353 براي عقد قرارداد نفتي و همچنين سفر ژوزف نحمياس نماينده نفت اسرائيل در خرداد سال 1353 به تهران بود. <BR>
گفتني است سفر مقامات نفتي اسرائيل به تهران به طور مكرر انجام مي‌گرفت. به طوري كه بن‌دورو نماينده نفتي اسرائيل در تير ماه و سپس مرداد ماه سال 1353 چند بار به ايران مسافرت كرد. <BR>
سفر ايگال آلون معاون نخست‌وزير اسرائيل به ايران در سال 1354، سفر ارتشبد نعمت‌الله نصيري رئيس ساواك به تل‌‌آويو در آبان سال 1354 و ملاقات با اسحاق رابين نخست ‌وزير وقت رژيم صهيونيستي همچنين سفر رابين به تهران در مرداد 1354 و تقاضاي مجدد او براي حضور در ايران و ملاقات با محمدرضا پهلوي و نيز اعلام موافقت شاه با اين سفر و ملاقات و حتي تعيين مكان و زمان آن در روز جمعه 25 تير 1355 در شهرستان رامسر و همچنين سفر موشه‌دايان وزير خارجه رژيم صهيونيستي و معاونش به تهران در چهارم دي 1356 و نيز سفر محرمانه مناخيم‌بگين نخست‌وزير وقت اسرائيل به تهران در اسفند ۱۳۵۶ و تقاضاي مجدد وي در مهرماه 1357 براي سفر غيررسمي و پنهان به تهران و ملاقات با شاه از ديگر نمونه‌هاي رفت و آمد سران دو رژيم به تهران و تل‌آويو بود. ذكر اين نكته خالي از فايده نيست كه بسياري از ملاقات‌هاي سران عالي رتبه دو رژيم در خارج از تهران و عمدتاً در شهرستان رامسر برگزار مي‌شد تا به اين طريق از افشايبرخي اسرار كه به نفع و مصلحت دستگاه شاهنشاهي در داخل و خارج ايران نبود جلوگيري شود. براي مثال، در تيرماه سال 1355، كه رئيس سرويس اطلاعاتي اسرائيل به ايران سفر كرده بود، ملاقات او و مقامات بلند‌پايه اسرائيلي با نخست‌وزير، رئيس ساواك، دستيار نخست‌وزير و برخي مقامات ديگر ايراني در شهرستان رامسر برگزار شد. همچين ژنرال طوفانيان معاون وقت وزارت جنگ شاهنشاهي در سال 1355 به تل‌آويو مسافرت و با ژنرال موشه‌دايان وزير امور خارجه اسرائيل و عزر وايزمن وزير دفاع آن رژيم ملاقات و گفت‌ و گو كرد. <BR>
در ماه های آخر سال 1357 دريابان باركايي فرمانده نيروي دريايي رژيم صهيونيستي به تهران آمد و با طوفانيان معاون وزارت جنگ ايران شاهنشاهي ملاقات كرد. <BR>
موارد مزبور تنها نمونه‌هايي از سفر مقامات بلند‌پايه ايراني به اسرائيل و مسافرت دولتمردان و سران رژيم صهيونيستي به ايران شاهنشاهي بود <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
 <BR>
<BR>
  <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
افسران اسرائيلي در خيابان هاي تهران <BR>
<BR>
<BR>
عزر وايزمن وزیر دفاع اسرائیل در ملاقاتي كه براي مذاكره درباره طرح توليد موشك با ژنرال طوفانيان داشت، راجع به لزوم اين خودكفايي گفته بود: «قدرت اسرائيل در مقابله با دشمنان خود به توانايي آن كشور به حصول استقلال اقتصادي و صنعتي بستگي دارد. » رهبران ايران و اسرائيل به اين نتيجه رسيدند كه ادامه موجوديتشان به امكانات خودشان به ويژه ارتش بستگي دارد. در حقيقت، حس محصور بودن و عزم دستيابي به امكانات وسيعي كه بتواند در محيط آشفته خاورميانه نقطه اتكايي باشد، دو كشور ايران و اسرائيل را به اتخاذ طرح مشترك توليد موشك وادار ساخته بود. اصولاً دليل شركت ايران در طرح توليد موشك اين بود كه روس ها موشك هاي اسكد را به عراق داده بودند و عراقي ها با اين موشك ها مي توانستند مؤسسات نظامي و مراكز پرجمعيت ايران را ويران كنند. اما ايالات متحده از فروختن موشك هاي پرشينگ به ايران خودداري كرده بود. <BR>
در شهريور 1355 شيمون پرز - وزير دفاع اسرائيل - به همراه سرتيپ آريه بارون - رئيس دفتر نظامي، آورهام بن يوسف - معاون وزير دفاع و آل شويمر - رئيس صنايع هواپيمايي به تهران سفر كردند. برخلاف دفعات گذشته، اين بار ارتشبد طوفانيان - معاون وزارت جنگ - به جاي نصيري - رئيس ساواك - از آنها استقبال كرد. اما مهمان ها را در مهمانسراي ساواك در شميران سكونت دادند. فرداي آن روز، پرز در كاخ نياوران با شاه ملاقات كرد. در اين ديدار مسائل مختلفي از جمله تحولات خاورميانه، تهديدات شوروي و تأكيد شاه مبني بر انعطاف بيشتر اسرائيل در برابر سادات، مطرح شد. در پايان ملاقات، شاه اشاره كرد كه گزارش بسيار مثبتي از طوفانيان دريافت كرده و خودش نيز متقاعد شده است كه همكاري نزديك تر بين دو كشور مي تواند ثمرات زيادي داشته باشد. ولي در عين حال ممكن است روابط او را با امريكا و كشورهاي عرب دچار اختلال سازد. همچنين بايد مخالفت هاي داخلي را درنظر داشت. اگرچه شاه هيچ گونه تعهدي نكرده بود، ولي پرز اين احساس را داشت كه مذاكراتش سودمند بوده است. چند ساعت بعد، درستي اين احساس معلوم شد؛ چون طوفانيان به او خبر داد كه شاه از مذاكرات بسيار راضي بوده و به طور اصولي موافقت خود را اعلام داشته است. <BR>
از همان ساعت، مذاكرات فني بين صنايع نظامي دو كشور به نمايندگي شويمر و طوفانيان در اقامتگاه لوبراني در تهران آغاز شد كه شامل شش طرح بود. مهم ترين اين طرح ها توليد موشك هاي زمين به زمين داراي برد 450 كيلومتر حامل كلاهك هاي غيراتمي 350 پوندي بود. معامله بر اساس مبادله نفت با اسلحه صورت مي گرفت كه ارزش مجموع آن به 2/1 ميليارد دلار مي رسيد. قرار شد به محض امضاي قرارداد، ايران معادل 250 ميليون دلار نفت به عنوان پيش پرداخت به اسرائيل بدهد. دو كشور شروع به مبادله هيئت هاي كارشناسي كردند و سرانجام جايگاه توليد موشك هاي مزبور در ناحيه سيرجان، تعيين و قرار شد مادام كه قرارداد امضأ نشده است، دو كشور آن را به كلي سري نگاه دارند و به ويژه نگذارند امريكايي ها از آن بويي ببرند؛ زيرا مي ترسيدند حكومت كارتر براي لغو قرارداد به هر دو كشور فشار وارد سازد. در فروردين 1356 تمام قراردادها آماده امضأ شده بود. بنابراين، شيمون پرز بار ديگر به تهران آمد و پس از رسيدن به حضور شاه، قرارداد همكاري فن آوري بين دو كشور به امضاي هر دو طرف رسيد. در اين هنگام لوبراني كه نقش مهمي در انعقاد قرارداد داشت، عازم بازگشت به اسرائيل بود. به همين دليل، مراقبت روزمره اجراي قراردادها به وابسته نظامي آن كشور واگذار شد. پرز به محض بازگشت به اسرائيل سرتيپ اسحق سگف را به سمت وابسته نظامي جديد آن كشور در ايران منصوب كرد. سگف ضمن ديدار عباسعلي خلعتبري از اسرائيل در اسفند 1355 به وزير امورخارجه ايران، معرفي و در 25 خرداد 1356 وارد تهران و مشغول به كار شد. <BR>
مذاكرات جلسه 18 ژوئيه 1977 بين ژنرال طوفانيان و همپايه اسرائيلي او، نه فقط از اهميت "طرح گل" براي هر دو كشور حكايت دارد، بلكه نمودار يكي از مرموزترين قراردادهاي خاورميانه نيز هست. از آنجا كه ايران به داشتن ارتباط نظامي با اسرائيل درباره موشك تمايل چنداني نداشت، پس از بازگشت ژنرال طوفانيان به تهران، قرارداد معامله نفت در قبال سلاح طوري ترتيب داده شد تا اسرائيل بتواند قطعات موشك ها را از طريق يك شركت سوئيسي براي مونتاژ و آزمايش به سيرجان ارسال دارد. قرار شد براي فرود هواپيماهاي 747 حامل قطعات موشك، فرودگاه مخصوصي در سيرجان احداث شود و ميدان آزمايشي در نزديكي رفسنجان انتخاب شد تا از آنجا موشك اسرائيل و ايران به طول سيصد مايل به سوي شمال تا صحراي لوت و به سوي جنوب تا خليج عمان پرتاب شود. <BR>
ايران با ارسال نفت به مبلغ 36 ميليون دلار از جزيره خارك به اسرائيل نخستين سهم خود را در طرح توليد موشك پرداخت كرد. از آنجا كه از نظر مقامات ايران، اين طرح وسيله اي براي عمران مناطق مركزي كشور به شمار مي رفت، تا سال 1979 تعداد سه هزار واحد مسكوني براي كارگراني كه قرار بود از طرف نيروي هوايي شاهنشاهي ايران استخدام شوند، ساخته شد. <BR>
طرح توليد موشك، علاوه بر ارزش سوق الجيشي آن، براي اسرائيل سه مزيت ديگر نيز در برداشت. براي اسرائيل كه در ساخت سيستم هاي موشكي ميليون ها دلار خرج كرده بود، همكاري مالي ايران در تكميل موشك هايي از نوع جريكو نهايت اهميت را داشت. همان طور كه آرون كليمان در كتاب خود به نام Israel's Global reach خاطرنشان ساخته، اشتراك در توليد و قراردادهاي مشترك و سودمند ديگر، به اسرائيل در جلب سرمايه هاي موردنياز خود كمك مي كرد. براي اسرائيل، داشتن ميدان آزمايشي در ايران و دور از ديد دشمنان خود دومين مزيت به شمار مي رفت. و بالاخره، اسرائيل با اشتراك در برنامه تداركات نظامي ايران اميدوار بود از گسترش روابط ايران با اعراب بكاهد. در قرارداد شاه با شيمون پرز در آوريل 1977 علاوه بر توليد موشك، طرح به كلي سري ديگري نيز شامل اقدامات جلوگيري با وسايل الكترونيكي<BR>
<BR>
Electronic Counter Measures (ECM) پيش بيني شده بود. نصب دستگاه ECM در هواپيماهاي F4 و F14 نيروي هوايي ايران، آنها را از موشك هاي ضد هواپيما كه شوروي ها به عراق داده بودند، مصون نگاه مي داشت. ژنرال ربيعي - فرمانده نيروي هوايي ايران - براي مذاكره درباره طرح مزبور با شركت صنايع هواپيماسازي اسرائيل به آن كشور اعزام شد. <BR>
در خرداد 1357 دريابان باركايي - فرمانده نيروي دريايي اسرائيل - به ايران سفر كرد و با همتاي خود درياسالار حبيب اللهي ملاقات كرد. در اين ديدار، دريابان باركايي سلسله موضوعاتي را كه به نظر او مي توانست در آينده براي همكاري بين نيروي دريايي ايران و اسرائيل يا نيروي دريايي ايران با صنايع اسرائيل به كار رود، به چهار گروه تقسيم كرد كه مهم ترين موارد آن با استفاده از صورتجلسه مذاكرات نهايي در اسناد لانه جاسوسي چنين آمده است: <BR>
گروه الف) بازرسي و بازديد از وسايل موجود در نيروي دريايي اسرائيل كه ممكن است مورد علاقه نيروي دريايي ايران باشد: <BR>
<BR>
گروه الف_<BR>
.1 جدول هاي برد براي توپ هاي 76 ميليمتري و تاريخ خطاها و طرز نگهداري توپ هاي 76 ميليمتري <BR>
.2 اطلاعاتي درباره خطاها و طرز نگهداري موتورهاي M. T. U <BR>
.3 بازديد از آموزشگاه افسران نيروي دريايي اسرائيل و اعزام مربي براي بازرسي از تمرينات نيروي دريايي ايران <BR>
.4 بازديد از قايق هاي موشك انداز مجهز به رادار «سونار و توپ 30 ميليمتري E. M. S. D <BR>
گروه ب_<BR>
<BR>
فهرست تجهيزاتي كه به وسيله نيروي دريايي اسرائيل تكميل شده است: <BR>
.1 رادار حرارتي 360 درجه براي كاربرد در كشتي ها و هواپيماها <BR>
.2 تجهيزات الكترونيكي براي رله سريع اطلاعات از هواپيماها و كشتي ها و تعيين آماج ها از بالاي افق براي موشك هاي هارپون <BR>
.3  سیستم  NTDS  سبك وزن براي قايق هاي موشك انداز كوچك <BR>
.4 تبديل هواپيماهاي موجود در نيروي دريايي شاهنشاهي به هواپيماهاي كنترل دريايي با استفاده از طرح هاي نيروي دريايي اسرائيل (كه به وسيله صنايع هواپيماسازي اسرائيل قابل تحقق است.) <BR>
گروه ج_<BR>
<BR>
 شامل اقلامي است كه در مراحل مختلف پژوهش و پرورش قرار دارند و اين موضوعات مي توانند پيوندهاي بين نيروي دريايي دو كشور را توسعه دهند: <BR>
.1 دستگاه EGW از نسل سوم براي كشتي هايي كه در سال هاي 3-1982 قابل بهره برداري خواهند بود. <BR>
.2 سيستم دفاع از خود آكوستيك براي زيردريايي ها شامل توانايي هاي پارازيت اندازي و فريب سونارهاي دشمن، پارازيت اندازي و فريب اژدرهاي دشمن، و رها كردن دام هاي ضداژدر <BR>
.3 يك رادار از نوع دوپلر نبضي كه قادر خواهد بود موشك ها را در بردهاي بسيار زياد (بيش از 20 كيلومتر) كشف كند. اين رادار كه با دستگاه هاي EGW موجود و آينده هماهنگ خواهد بود، به كشتي ها امكان خواهد داد كه عكس العمل سريع نشان دهند. <BR>
.4 پرورش نوعي موشك ضدموشك كه به عنوان سلاح E. M. S. D نسل دوم براي دفاع از كشتي ها در مقابل تهديد موشكي به كار خواهد رفت. <BR>
.5 توسعه طرح فلاور براي دستيابي به قابليت پرتاب از زيردريايي ها <BR>
گروه د_ <BR>
.1 نيروي دريايي اسرائيل علاقه خود را درباره ارزيابي بهره برداري از فيوز 40 ميليمتري نزديك شونده كه در نيروي دريايي شاهنشاهي ايران مورد مصرف است، ابراز مي دارد. <BR>
.2 نيروي دريايي اسرائيل علاقه خود را براي دريافت انتشارات مربوط به انجام S. S. K تمرين هاي بين دو زيردريايي فرو رفته موسوم به S. S. K ابراز داشته است.  (<BR>
<BR>
Israel's three Dolphin Class submarines were designed by Ingenieurkontor Lubeck Prof Gabler Nachf GmbH (IKL), a subsidiary of ... SSKDolphin Class, Israel ...(<BR>
<BR>
<BR>
در پايان بحث، دريابان باركايي پيشنهاد كرد كه گروهي از افسران نيروي دريايي شاهنشاهي ايران براي مطالعه درباره موضوعات مورد بحث و تهيه گزارشي جامع از نتايج كار، به اسرائيل بروند. <BR>
از صورت مذاكرات به خوبي آشكار مي شود كه دليل اصلي همكاري اسرائيل با نيروي دريايي ايران، دستيابي به وجوه لازم براي برنامه هاي مهم راهبردي خود بوده است. براي مثال، مزيت پرتاب موشك از زيردريايي (در 1977 اسرائيل سه فروند زيردريايي از نوع ويكرز از انگلستان خريده بود)، افزايش برد اين موشك ها بود و اسرائيل از اين طريق مي توانست موشك هاي خود را از درياي مديترانه به شهرهاي طرابلس، دمشق و بغداد پرتاب كند. علاقه ايران به همكاري دريايي با اسرائيل نيز از نياز به حفظ و حراست خطوط دريايي خليج فارس تا خليج عمان و اقيانوس ه<BR>
<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7403&mi=21" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7403&mi=21</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7403&#38;mi=21</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7403&#38;mi=21</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:29 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[ملی‌گرایی و لزوم پرهیز از ماجراجویی  /داوود هرمیداس باوند]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7402&#38;mi=30</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>ملی‌گرایی و لزوم پرهیز از ماجراجویی  /داوود هرمیداس باوند</b><p>26 اردیبهشت 1391<p>ملی‌گرایی و لزوم پرهیز از ماجراجویی<BR>
 <BR>
<BR>
داوود هرمیداس باوند<BR>
<BR>
  <img src="http://jminews.com/images/albums/bavand.jpg" border="0" align="right" width="115" vspace="2" hspace="5"><BR>
<BR>
جزایر سه‌گانه خلیج‌فارس بخشی از تمامیت ارضی ایران است و مطمئنا هر ایرانی می‌تواند به هر بخش از خاک سرزمینش سفر کند و نیازی به توضیح دادن در این‌باره به کشورهای دیگر ندارد. در این میان واکنش امارات متحده عربی به سفر آقای احمدی‌نژاد به جزیره ابوموسی بیشتر بهانه‌ای برای تقابل با ایران است. فضایی به وجود آمده که کشورهای عربی منطقه در مقابل ایران صف کشیده‌اند و از آن طرف هم نظریات و بحث‌های مربوط به سپر دفاع موشکی که قرار است در امارات متحده عربی تحقق یابد سبب شده تا بهانه‌ای برای امارات متحده عربی، شورای همکاری خلیج‌فارس و اتحادیه عرب به‌وجود آید تا ایران را در تنگنا قرار دهند. ایران ضمن آنکه باید روابط حسنه‌ای با همه همسایگان داشته باشد و سعی کند از هرگونه تنش پرهیز کند، لحظات و شرایطی پیش می‌آید که برخی کشورها جسارتی را به سرزمین دیگری در پیش می‌گیرند که خویشتن‌داری و ملاطفت، آنان را نسبت به ادعایشان جری‌تر می‌کند و گمان می‌کنند محق هستند و در نتیجه باید سیاستی محکم در پیش گیرند. با تمام این احوال این رفتارهای اخیر بهانه‌ای بیش، از سوی کشورهای عربی خصوصا خود امارات و شورای همکاری خلیج‌فارس نیست و ایران باید با قوت تمام از جزایر خصوصا ابوموسی به عنوان بخشی از تمامیت ارضی خویش دفاع کند.<BR>
در برهه زمانی پیش از انقلاب، ایران به همراه عربستان مسئولیت امنیت منطقه را بر عهده داشت و تصمیم بر این بود تا برای رفع نگرانی و رضایت خاطر کشورهای منطقه گام‌هایی برداشته شود. از این رو، تهران نیز امارات متحده عربی و چند شیخ‌نشین کوچک دیگر خلیج‌فارس را به رسمیت شناخت و از آن سو نیز برای رفع هرگونه نگرانی و اطمینان‌بخشی به کشورهای حوزه خلیج‌فارس و گسترش همکاری‌های منطقه‌ای و برقراری امنیت، از حق تاریخی خود نسبت به بحرین چشم‌پوشی کرد و درباره جزیره ابوموسی سیاست مشارکت را پذیرفت که در سرزمین خودش با کشور دیگری مشارکت داشته باشد و بنابر این با شارجه در این‌باره توافق کرد. در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ دولت انگلستان به دلایل اهمیت استراتژیک و خصوصا به دلیل سیاست‌های روسیه تزاری درخصوص دستیابی به آب‌های خلیج‌فارس از یک سو و مطرح‌کردن راه‌آهن برلین- خلیج‌فارس از سوی آلمان‌ها از سوی دیگر اعلامیه‌ای را منتشر کرد که در آن تاکید شده بود دولت بریتانیا اجازه نمی‌دهد تا سلطه بلامنازع انگلیس در خلیج‌فارس مورد چالش کشورهای دیگر قرار گیرد و حتی در این‌باره تا پای جنگ نیز پیش می‌رود.<BR>
در همین راستا از سوی وزارت خارجه انگلیس یادداشتی برای کارگزار انگلیس در خلیج‌فارس ارسال می‌شود که در رابطه با جزایر ایرانی تحقیق کند که اگر شیخ و حاکمی در آن‌ها وجود دارد برای مذاکره وارد شوند. خصوصاً که تنگه هرمز ارزش استراتژیک داشت و از این رو بر جزایر آن منطقه تأکید بیشتری می‌شود. از آن طرف در سال ۱۹۰۳ از سوی دولت ایران بازنگری‌هایی درخصوص نقشه‌های جغرافیا شده بود و با کمک کارشناسان بلژیکی  ایرانی مورد موافقت قرار گرفت که بر اساس آن در برخی بنادر، گمرکی به وجود آمد و پرچم ایران نصب شد که این مسئله درباره ابوموسی و تنب‌بزرگ نیز اعمال شد. اما دولت انگلیس نسبت به این مسئله بی‌اعتنایی می‌کند و مأمورین گمرک ایرانی را از تنب‌بزرگ خارج می‌کند و از آنجا که ایران نیز در بحران مشروطه به سر می‌برده نسبت به این مساله بی‌توجهی می‌شود و پرچم شارجه در تنب‌بزرگ نصب می‌شود. انگلستان ادعا می‌کند که چون این جزیره پیش از این اشغال نشده و چون شارجه نخست آن را اشغال کرده پرچم این امارت‌نشین را در آن نصب می‌کنند؛ در حالی‌که در تمام اسناد حکومت انگلیس در قرن ۱۹ تنب‌بزرگ و ابوموسی و دیگر جزایر خلیج‌فارس جزو ارباب جمعی حاکمیت فارس آورده شده‌اند و حتی در نقشه‌های رسمی دولت انگلیس خصوصاً نقشه‌های وزارت جنگ این جزایر به رنگ ایران مشخص شده بودند. نایب‌السلطنه انگلیس در هند نیز در کتاب ایران و مسئله ایران در نقشه رسمی، جزایر را به رنگ ایران در آورده و در نقشه‌های غیررسمی نیز این جزایر متعلق به ایران معرفی شده است. بنابراین جزایر نه جدیدالاکتشاف هستند و نه رها شده بودند. در نهایت در هشت آذر ۱۳۵۰ با قراردادی که با میانجی‌گری بریتانیا میان دولت ایران و شیخ شارجه بسته شد، حاکمیت ایران بر جزیره ابوموسی به رسمیت شناخته شد و در ۹ آذر، یک روز قبل از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه و دو روز قبل از تشکیل رسمی اتحادیه امارات، نظامیان ایران وارد سه جزیره شدند. به موجب موافقت‌نامه شارجه ایران متعهد شد که به مدت ۹ سال، سالیانه یک‌ونیم‌میلیون لیره به شیخ شارجه بپردازد.<BR>
در مورد جزیره ابوموسی ایران به شیخ شارجه این امتیاز مشارکت را قایل شد و در مورد تنب‌ها حاکمیت ایران کاملاً مسلم و مسجل شناخته شد. بنابر این موضع‌گیری‌ها در مقابل ادعای امارات و اتحادیه عرب که حتی کشوری مانند موریتانی در این خصوص هیچ نقشی نداشته موضع می‌گیرد و حتی واقعیت تاریخی و حقوقی ایران را مطالعه نمی‌کند. این اتفاق نظر در بین اعراب هم فقط در این‌باره وجود دارد و حتی در قبال اسراییل نیز این اتفاق آرا وجود نداشته است. به هرحال موضع ما درخصوص تمامیت ارضی باید محکم و قاطع باشد و نباید با خویشتن‌داری بیش از حد آنان را جسورتر کرد.<BR>
<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7402&mi=30" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7402&mi=30</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7402&#38;mi=30</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7402&#38;mi=30</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:28 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[ تراکتور سازی تبریز، نایب قهرمان جام خلیج فارس ایران زمین نماینده شایسته ای برای ورزش ایران در آسیا]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7401&#38;mi=16</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b> تراکتور سازی تبریز، نایب قهرمان جام خلیج فارس ایران زمین نماینده شایسته ای برای ورزش ایران در آسیا</b><p>25 اردیبهشت 1391<p> <img src="http://www.mahansky.com/wp-content/uploads/2012/04/T1.jpg" border="0" align="left" width="325"><BR>
http://atropat.persianblog.ir/post/142/<BR>
تراکتور ،جمله ائله بیز آسیا ایستروخ!<BR>
سرانجام انتظار چندین و چند ساله تبریز به پایان رسید و 42 سال پس از بنیاد باشگاه تراکتور سازی ،امروز تیم فوتبال محبوب تراکتور سازی تبریز ،به نائب قهرمانی لیگ برتر فوتبال ایران ،جام خلیج فارس رسید و پروانه ورود به قهرمانی باشگاه های آسیا را یافت و تبریز را در شادی و پایکوبی غرق کرد. <BR>
تراکتور ،از شامگاه امروز تنها متعلق به تبریز نیست....<BR>
تراکتور نماینده ای شایسته برای تمامی ایران زمین خواهد بود و دارای این توان و پتانسیل هست که همچون مسابقه هایش در لیگ برتر ایران ،جام خلیج فارس ،مقتدرانه ظاهر شود...<BR>
پیش از این نیز تراکتور نه تنها تیم آذربایجان و تبریز ،بلکه تیمی متعلق به ایران بود و چکیده ایرانی در تبریز...<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
آذربایجانی و فارسی زبان و ارمنی و لر و خراسانی و تهرانی و خوزستانی ووو ..می جنگیدند تا از حقانیت فوتبال دیر پای تبریز دفاع کنند و در سومین سال ورود دیگر بار این تیم به عرصه جام خلیج فارس ،نایب قهرمانی ،کمترین پاداشی بود که نصیب این تیم شد و بسیاری از کارشناسان فوتبال این تیم را در اندازه های قهرمانی جام خلیج فارس می دانستند....<BR>
کیست که نداند بزرگترین سرمایه این تیم تبریزی همانا میلیونها پشتیبان این تیم بودند که هیچگاه و هیچگاه این تیم را در سرمای جانگداز تبریز تنها نگذاردند و با شوری کم مانند پشیبان سخت کوش تیمشان بودند و خوشا به سعادتشان که امروز این تیم آسیایی شد!<BR>
بگذریم از مشتی تفاله های ورشکسته بیگانه و وابسته به بیگانه پانترکیسم که از سه سال پیش می کوشیدند ،این تیم را به مثابه نماد پانترکیسم بشناسانند و فضای مجازی را آکنده از کلوز آپ ها و مونتاژهایی کردند که نشان از این می داد در میان چندین ده هزار طرفدار شریف این تیم ،گروهی ساده باور و نوجوان نیز ندای بیگانه را سر می دهند و کیست که نداند همین اقلیت ساده دل و نوجوان نیز بیش از اینکه دل در خواسته های پلید پانترکان داشته باشند ،دل در عشق تیم محبوب شهر شان داشتند و به کلی بی خبر از اینکه آرم بوزقوردی نشان بیگانگان خون خواری است که صد ها سال پیش بار ها تبریز را در معرض کشتار و تجاوز و ویرانی قرار داده اند و آذربایجان را با بیگانه هیچ رابطه ای نیست....<BR>
پانترکیسم ورشکسته چون تمامی راه ها را بر خود بسته دید ،چونان انگلی به سو ء استفاده از احساسات پاک هزاران جوان آذربایجانی دست یازید و سعی کرد با موج سواری از عشق پاک آنها ،اهداف پلید خود را تبلیغ کند...<BR>
بررسی این کنش ایران ستیزانه نشان می دهد که تبریزیان هوشیار پس از مدتی کوتاه این نکته را دریافتند و افسوس همین امر سب شد در هفته های پایانی لیگ طرفداران بسایر کمتری در مقایسه با سال پیش به طرفداری از تراکتور به استادیوم بروند....<BR>
اینک تراکتور اسیایی شده و مرزهای جام خلیج فارس را در نور دیده است.<BR>
اینک قلب نه تنها تبریز و آذربایجان ،بلکه قلب تمامی ایراندوستان ایران به ضرباهنگ این تیم خواهد تپید ..<BR>
چرا که مقرر است این تیم نماد اقتدار فوتبال ایران زمین در آسیا باشد...<BR>
این بار عرصه را در میدان های ورزشی بر دشمنان ایران زمین تنگ خواهیم کرد و تجزیه طلبان را چنان درسی خواهیم داد که چنگال پلید و نا پاک خود را از نماینده فوتبال شهری بردارند که باشندگانش در شامگاه 21 آذر 1325 ،فرقه استالین را با دستان خالی فراری دادند و صد ها سال پیش ،ترکان یورشگر عثمانی و اشغالگر را بار ها و بار ها پشیمان کردند...<BR>
پاینده ایران زمین-زنده باد آذربایجان-پیروز باد نائب قهرمان لیگ خلیج فارس-سر فراز باد نماینده ایران زمین در فوتبال آسیا :تراختور قهرمان !<BR>
یئل یاتار ،توفان یاتار ،یاتماز تراختور !<BR>
علی عجمی آذرآبادگانی ایراندوست-22 اردی بهشت 1391<BR>
<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7401&mi=16" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7401&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7401&#38;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7401&#38;mi=16</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:27 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[نجوایی با مرجعیت/دکتر سید مصطفی علوی]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7400&#38;mi=3</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>نجوایی با مرجعیت/دکتر سید مصطفی علوی</b><p>25 اردیبهشت 1391<p>نجوایی با مرجعیت<BR>
<BR>
...خدا ما را و تو را از فتنه ها نگهدارد و بر تو در دوزخ ترحم کند. تو امروز به وضعی افتاده ای که سزاست هر که تو را بدان حال بیند ، برایت طلب رحمت کند.<BR>
<BR>
به تحقیق که بار نعمت خدا بر دوش تو سنگین شده ( چرا ) که به تو بدنی سالم و عمری دراز داده. حجت های خدا بر تو استوار است ( چرا ) که قرآن را می دانی و فقه دینش را خوانده ای. بدان که کمترین کتمان حق و سبک ترین باری که بر دوش داری این است که به وحشت ظالم انس گرفتی و راه گمراهی را با نزدیکی خودت به او و اجابت دعوت او برایش هموار نمودی.<BR>
<BR>
وه ؛ چه می ترسم که فردای قیامت به همراه خائنان ، گرفتارگناه خود باشی و برای اعانت و یاری به ظالمان مسئول باشی. تو مالی را گرفتی که از آن تو نیست واز آن کسی گرفتی و به کسی نزدیک شدی که به هیچکس ، حق او را رد نکرده و تو هم با تقرب به او ، هیچ باطلی را رد نساختی.<BR>
<BR>
تو دوست داشتی کسی را که با خدا می جنگد. آیا چنان نیست که تو را دعوت کردند و از تو قطبی ساختند برای توجیه و گردانیدن ستم خود ، و تو را نردبان گمراهی خود قرار دادند ؟؟<BR>
<BR>
در دل عوام جای گرفتی و آنها بدور تو جمع شدند و از رای تو پیروی کردند. اگر چیزی را حلال داشتی ، حلال دانستند و اگر حرام داشتی ، حرام دانستند...<BR>
<BR>
این الفاظ  و عبارات ، گوشه ای از نامه منتسب به امام سجاد ( ع ) ، چهارمین امام شیعیان به یکی از فقهای نامدار هم عصر و زمان خود ، به نام زهری است که صرفنظر از سند و انتساب آن ، عباراتی بس زیباست که حکایت هر روزه بسیاری از عالمان دینی دین فروش هم عصر ماست. آنانی که علم دین را بر دوش می کشند و در کسوت شریعت مداران ، دین و شریعت را چوب حراج زده اند و به ثمن بخس ، هر روزه میفروشند.<BR>
<BR>
فقها و مراجعی که در طول تاریخ اسلام ، همواره خود را منادی عدل و داد و عدم سکوت در برابر ظلم و جور و حاکمان ظالم می دانستند ، دیر زمانی ست که با حمایت های بی دریغ و همه جانبه خود از حکام جور و تایید ستم های هر روزه حاکمان ، و در بهترین حالت با سکوت معنادار و تایید آمیز خود ، ظلم و بیداد را در بدترین اشکال خود ، ترویج می نمایند.<BR>
<BR>
دقت در عبارات و مضامین این نامه ، عبرت آموز و تداعی گر همین روزهای ماست که می بینیم مرجعیت با همراهی و گاه با سکوت خود ، تایید کننده این مظالم بیشمار است. گویا این نامه در همین روزها و خطاب به علما و مراجع حاضر نگاشته شده. هم آنان که با برخورداری از رانتها و امتیازات مادی حکومت ، چنان دست در مال و جان مظلومان فرو برده اند و توجیه گر زشت ترین افعال حاکمان جور به نام دین و شریعت گردیده اند که هر جنبنده ای را از دین و شریعت بیزار می سازد.<BR>
<BR>
چشم خود را بر این همه نابسامانی و جنایت و بیداد بسته اند ، ولی برای کوچکترین مسائل و اموری پیش پا افتاده ، چنان رگ غیرت برمی جنبانند و خشم آگین فریاد بر می آورند  که انسان از این همه یک بام و دو هوایی در حیرت می ماند.<BR>
<BR>
بر منابر وعظ  و خطابه  ، چنان موعظه می کنند و امر به تقوا و پرهیزگاری ، که گویا خداوند را به عینه می بینند ، اما از بیع وشرای جانها و اموال و اعراض و نوامیس مردمان  ابایی ندارند و هراس را  به دل های سخت شان راهی نیست.<BR>
<BR>
حاکمان دیگر کشورها را به عدل و داد توصیه مینمایند ، ولی در کشور خود بر تمام بیدادها چشم و دهان بسته اند. <BR>
<BR>
برقع کنار رفته زنی در هزاران کیلومتر آنسوتر را برنمی تابند ، ولی ظلم و اجحاف بر زنی دردمند و بیمار و دارای فرزندانی خردسال را که تنها به جرم دفاع از حقوق دیگر انسانها ( که شوربختانه ، از تاکیدات همان شریعتی است که اینان مدعی آنند ) بارها زندانی وانواع شکنجه ها را به جان خریده  و اینک نیز به حکمی ناعادلانه و بدون ارتکاب جرم وگناهی که مستوجب چنین مجازاتی باشد ، باید سال ها در زندان بماند و شریعت مداران را خوابی سنگین فراگرفته است.<BR>
<BR>
نرگس محمدی ها کم نبوده و نیستند . این ستم ها در طول این سالها بر مردم ما رفته و می رود و عالمان دین مدار را سکون و سکوت در برگرفته است. گویا احادیث و روایاتی را که بر منابر میخوانده اند به فراموشی سپرده اند.<BR>
<BR>
آیا کلام زیبای علی (ع) در نهج البلاغه را که فرمود: خداوند از عالمان پیمان گرفته است که در برابر گرسنگی شکم مظلوم و سیری شکم ظالم  ، ساکت نمانند نخوانده و نشنیده اند؟ و یا کلام رسول خدا (ص) را به فراموشی سپرده اند که فرمود: کسی که بشنود فریاد دادخواهی فردی را ، و وی را پاسخ نگوید ، مسلمان نیست.؟؟<BR>
<BR>
دکتر سید مصطفی علوی<BR>
<BR>
25/2 1391<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7400&mi=3" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7400&mi=3</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7400&#38;mi=3</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7400&#38;mi=3</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:26 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[تأیید رسمی الحاق بحرین به عربستان]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7399&#38;mi=16</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>تأیید رسمی الحاق بحرین به عربستان</b><p>25 اردیبهشت 1391<p>مردمک<BR>
<BR>
 دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۱۵:۰۸ | کد خبر: 70823 <BR>
<BR>
<BR>
 <img src="http://mohajeryr.persiangig.com/tarh/jenayate-saudi-dar-bahrain.jpg" border="0" align="right" width="325"><BR>
در پی انتشار خبر تصمیم بحرین برای ایجاد «اتحاد سیاسی» با عربستان سعودی، ۱۹۰ نماینده مجلس ایران در بیانیه‌ای با محکوم‌کردن آن، این اقدام را «نابخردانه» دانسته‌اند.<BR>
<BR>
به گزارش خبرگزاری رویترز، وزیر اطلاع‌رسانی بحرین روز یکشنبه، ۲۴ اردیبهشت گفت ایجاد این اتحاد سیاسی «میان دو یا سه کشور» در جلسه سران شورای همکاری خلیج فارس بررسی می‌شود.<BR>
 <BR>
سمیره رجب افزوده کشور‌ها در صورت ایجاد این اتحاد که در زمینه روابط خارجی، امنیتی، نظامی و اقتصادی است، حاکمیت ملی خود را از دست نمی‌دهند و هرکدام به طور جداگانه عضو سازمان ملل متحد باقی خواهند ماند.<BR>
 <BR>
بحرین یکی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است که از ماه مارس سال گذشته میلادی با اعتراض‌های گروه‌های شیعه‌مذهب مخالفان حکومت‌اش مواجه شده و آن‌ها را با حمایت عربستان سعودی سرکوب کرده است.<BR>
 <BR>
این کشور که اکثریت جمعیت آن شیعه هستند، ایران را به مداخله در این ناآرامی‌های و حمایت از تظاهرات معترضان شیعه بحرینی علیه حاکمیت سنی مذهب منامه متهم کرده و در مقابل ایران نیز این اتهام را رد کرده است.<BR>
 <BR>
اکنون نمایندگان مجلس ایران با تاکید بر اینکه با زور و فشار سیاسی نمی‌توان ملت‌ها را آرام کرد گفته‌اند که از مردم بحرین، همه‌جانبه حمایت می‌کنند تا استقلال و تمامیت ارضی آن حفظ شود.<BR>
 <BR>
به گفته این ۱۹۰ نماینده مجلس، با این اقدام «نابخردانه»، بدون تردید بحران بحرین به عربستان منتقل خواهد شد و منطقه خاورمیانه به سوی ناآرامی بیشتر خواهد رفت.<BR>
 <BR>
نماینده زاهدان: بحرين حق ايران است نه عربستان<BR>
 <BR>
در همین حال، حسين شهرياری، نماینده زاهدان در تذکری در صحن علنی مجلس، با اشاره به اینکه بحرین تا سال ۱۳۴۰ استان چهاردم ایران بوده است، گفت: «اگر قرار است اتفاقی در بحرين بيفتد، بحرين حق جمهوری اسلامی ايران است نه عربستان.»<BR>
 <BR>
او تاکید کرد که درصورت واگذاری این کشور، بحرین باید به ایران واگذار شود. او از مقامات ایرات خواست که در اين زمينه پيگيری كرده و اقدام جدی را داشته باشند.<BR>
 <BR>
در پاسخ به این تذکر، علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران تاکید کرد: بحرين لقمه‌ای نيست كه به سادگی از حلقوم كسی فارغ شود،‌ در واقع اين اقدام نوعي بحران‌سازی در منطقه است.<BR>
 <BR>
در واکنش به این خبر، معترضان بحرینی لاستیک‌ها را در چند خیابان آتش زدند و با نیروهای پلیس درگیر شدند درحالی که خواستار آزادی رهبران مخالفان بودند.<BR>
 <BR>
از طرف دیگر، رویترز نوشته است که بررسی این تصمیم در راستای اتحاد بیشتر شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس برای مقابله با نفوذ ایران و حضور القاعده در منطقه است.<BR>
 <BR>
با وجود این، وزیر اطلاع‌رسانی بحرین گفته است که برخی از اعضای شورای همکاری خلیج فارس هنوز درباره تشکیل این اتحادیه ابهام‌هایی دارند.<BR>
 <BR>
از جمله حکومت عربستان سعودی، نگران است که اعتراض‌های بحرین، به مناطق شرقی عربستان که منطقه‌ای شیعه‌نشین است و چاه‌های اصلی نفت آنجا قرار دارد، کشیده شود.<BR>
 <BR>
به گفته «جاسم حسین» یک از اعضای ارشد گروه بحرینی مخالف حکومت به نام «وفاق»، هدف عربستان سعودی برای دخالت در امور این بحرین، حذف شیعیان از این کشور است.<BR>
 <BR>
شورای همکاری خلیج فارس متشکل از عربستان، امارات متحده عربی، قطر، کویت، عمان و بحرین است در سال‌های پس از انقلاب ایران تشکیل شد.<BR>
 <BR>
این شورا تا کنون چند بار ایران را به «دخالت در امور داخلی» کشورهای عضو این شورا متهم کرد و از دولت جمهوری اسلامی خواسته تا به این دخالت پایان دهد.<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~<BR>
تأیید رسمی الحاق بحرین به عربستان<BR>
<BR>
دوشنبه 25 اردیبهشت ماه سال 1391 ساعت 4:43 PM<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
سرانجام پس از چندین ماه زمینه سازی آل سعود و آل خلیفه برای مشروعیت بخشیدن به اشغال بحرین، یک مسئول بحرینی تأکید کرد که این کشور با طرح شاه سعودی برای الحاق به عربستان موافقت کرده است. <BR>
به گزارش روز دوشنبه پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، در آستانه برگزاری نشست اعضای شورای همکاری در ریاض، وزیر اطلاع رسانی بحرین اعلام کرد، اتحادیه دوجانبه مورد توافق این کشور با عربستان سعودی، در 4 محور خواهد بود.<BR>
 <BR>
"سمیره رجب" گفت: بحرین موافقت کرده است که با عربستان سعودی در چهار محور "امنیت"، "دفاع"، "اقتصاد"، و امور خارجی" خواهد بود.<BR>
 <BR>
سمیره رجب اذعان کرد: کشورهای کوچک امروزه نمی توانند به بقا ادامه دهند، و امیدواریم بقیه کشورهای عربی منطقه به این اتحادیه بپیوندند.<BR>
 <BR>
"انور عشقی" رییس مرکز مطالعات راهبردی در جده با اشاره به اینکه قرار است در نشست اعضای شورای همکاری در ریاض (امروز دوشنبه) موضوع الحاق بحرین به عربستان تحت عنوان تشکیل اتحادیه بررسی شود، گفت: موضوع تشکیل "اتحادیه" محور اصلی گفت و گو های مشورتی 6 کشور (عربستان، امارات، کویت، عمان، قطر و بحرین) است که هفته آینده با حضور سران کشورهای عضو شورای همکاری در ریاض برگزار می شود.<BR>
 <BR>
انور عشقی خاطرنشان کرد: این نگرانی وجود دارد که این اتحادیه به ضرر کشورهای کوچک باشد.<BR>
 <BR>
"عبدالخالق عبدالله" استاد علوم سیاسی دانشگاه امارات با پیش بینی اعلام تشکیل اتحادیه بین دو کشور تأکید کرد که همه کشورهای عضو شورای همکاری تمایل به ورود به این اتحادیه را ندارند.<BR>
 <BR>
﻿<BR>
 <BR>
پس از آغاز خیزش مسالمت آمیز مردم بحرین در فوریه 2011، رژیم ال سعود که موجودیت آل خلیفه را در منطقه در خطر می دید، نیروهای خود را تحت عنوان توافقنامه نیروهای "سپر جزیره" برای کمک به سرکوب مردم این کشور به بحرین اعزام کرد.<BR>
 <BR>
سرکوب شدید مردم به دست نیروهای آل خلیفه و آل سعود موجب شد سران این دو خاندان برای توجیه علت حضور این نیروهای اشغالگر سعودی در بحرین، و جلوگیری از گسترش اعتراضها به عربستان، به فکر الحاق بحرین به عربستان بیفتند.<BR>
 <BR>
"عبدالله بن عبدالعزیز" شاه سعودی در نشست اخیر شورای همکاری در ریاض در نوزدهم دسامبر سال گذشته، از کشورهای عضو دعوت کرد با عبور از مرحله همکاری، وارد مرحله اتحاد در چارچوب یک سرزمین واحد شوند.<BR>
 <BR>
"سعود الفیصل" وزیر خارجه سعودی نیز دو هفته قبل در همایش جوانان عرب منطقه تأکید کرد، هماهنگی و همکاری کشورهای شورای همکاری کافی نیست .. و کشورهای عضو شورای همکاری، به تشکیل یک اتحادیه قابل قبول روی آورند.<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7399&mi=16" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7399&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7399&#38;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7399&#38;mi=16</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:25 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[ایران باید ابتدا مسائل خود را با قدرت های بزرگ حل کند]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7398&#38;mi=30</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>ایران باید ابتدا مسائل خود را با قدرت های بزرگ حل کند</b><p>22 اردیبهشت 1391<p>ایران باید ابتدا مسائل خود را با قدرت های بزرگ حل کند<BR>
<BR>
 <BR>
<BR>
 دکترهرميداس باوند<BR>
<BR>
 <BR>
سخنراني دکتر داوود هرمیداس باوند در نشست روز ملی خلیج فارس<BR>
<BR>
 <BR>
در این مقطع زمانی به نظر می رسد بیش از همیشه لازم است که درباره مبانی و اصالت حاکمیت خود بر جزایر ایرانی و به خصوص در مورد جزایر خلیج فارس که در گرانیگاه امنیتی و سیاسی، استراتژیک و اقتصادی ایران قرار گرفته صحبت کنیم. در پهنه آبی که بیش از 50 مایل آن به عنوان منطقه انحصاری اقتصادی و فلات قاره ایران به شمار می رود، سی و سه جزیره وجود دارد. شکی نیست که هم و غم ایران همواره بر این بوده که یک نوع همکاری منطقه‌ای بین کشورهای ساحلی خلیج فارس به وجود آید. در همین راستا پیش از انقلاب اسلامی تفاهم‌نامه سال 1971 میان ایران و امارات متحده عربی منعقد شده تا بدین شکل ایران بتواند موافقت آنها را برای همکاری منطقه‌ای جلب کند؛ یعنی رفع نگرانی های شیوخ به دلیل خروج انگلستان از شرق سوئز از جمله خلیج فارس و جلب موافقت آن ها برای همکاری منطقه ای در زمینه تامین امنیت منطقه. در بند آخر قطعنامه 598 نیز تاکید بر همکاری منطقه‌ای صرفا به دلیل پیشنهاد نماینده‌ ایران در شورای امنیت گنجانده شده است. عقل سلیم اقتضا می کند که به دلیل هم جواری جغرافیایی، کشورها در همکاری و دوستی با یکدیگر بکوشند.<BR>
<BR>
 <BR>
<BR>
اما واقعیت غیر از این است. بقا و موجودیت شیوخ خلیج فارس که امروزه تحت پرچم امارات متحده عربی گرد هم جمع شده اند، در گرو حمایت انگلیس بوده است. انگلیس بر اساس منافع مستعمراتی خود تصمیم گرفت که شیوخ شارجه را زیر یک پرچم قرار دهد و پس از پیدایش نفت در سال 1908 در خلیج فارس، اهمیت این منطقه برای بریتانیا دوچندان شد. در هر حال اگر حمایت انگلستان نبود، این جزایر در طیف جاذبه امنیتی و سیاسی ایران و یا عثمانی قرار می گرفتند. بنابراین این شیوخ بقای خود را مدیون انگلستان می دانند. وقتی انگلستان در 1868 اعلام کرد که به دلیل مشکلات مالی قصد خروج از شرق سوئز را دارد، همه آن ها اعلام کردند که حاضرند تمام هزینه های ادامه حضور بریتانیا را تامین کنند و بریتانیا خارج نشود. آن ها بقای خود را در وجود یک قدرت فرامنطقه ای تشخیص داده بودند و در همین راستا هم گام برداشتند. امروز هم که بریتانیا به شکل دیگری در این منطقه حضور دارد، آن ها از مسئله حضور امریکا در منطقه استقبال می کنند. <BR>
<BR>
<BR>
نکته مهمی که لازم است به آن اشاره کنم این است که نظام بین المللی بر دو بنیان استوار است. اول بنیاد حقوقی است که در آن اصل برابری حاکمیت کشورها مطرح می شود و بر اساس آن هر کشوری در مجامع بین المللی دارای یک حق رای است. دوم بنیاد ژئوپلیتیک و سلسله مراتب قدرت است. بنابراین نظم و نسق جهانی عمدتا بر اساس مصالح و منافع قدرت های بزرگ تعیین و تنظیم می شود. لذا در این تعاملات فیمابین در نظام بین المللی، کشورها سعی دارند تا آن جا که ممکن است خط مشی هایی را اتخاذ کنند که با قدرت های بزرگ منطقه سازگار باشد.<BR>
<BR>
جزایر سه‌گانه تنب کوچک، بزرگ و ابوموسی جزو تمامیت ارضی ایران بوده است.  لازم است این جا به نظری که سر اریک بکت، حقوقدان انگلیسی نسبت به رفع ادعا مطرح کرده است اشاره کنم. او دو نکته را ذکر می کند؛ اول این که اگر این ادعا درست باشد، می باید شیخ قاسمی در تمام تعهداتی که جنوب در قبال انگلستان عهده دار شده حضور داشته باشد، در صورتی که در هیچ یک از این ها نیست. دوم این که دو بار این حاکم تغییر کرد، اگر این ادعا درست بود، باید اداره این جزایر با تغییر حاکم به او برگردد؛ در صورتی که این اتفاق نیز نیفتاده است. بنابراین، جزایر سه گانه ایرانی است. تفاهم‌نامه 1971 ایران با شیخ شارجه همانند الگوی منطقه‌ی بی‌طرف میان کویت و عربستان بود. بر اساس این تفاهم‌نامه، امنیت جزیره به طور تمام و کمال در صلاحیت ایران است و جزو تمامیت ارضی این کشور محسوب می‌شود. ایران نیز امتیازاتی قائل بوده و آن را رعایت می‌کند  .   ایران همواره آمادگی خود را برای گفت‌وگو و مذاکره درباره‌ جزایر سه‌گانه اعلام کرده و برای حل هرگونه مساله‌ای حاضر است مذاکره کند.<BR>
<BR>
 <BR>
<BR>
اما در مورد نکته ای که اخیرا پیش آمده باید گفت که هر گاه شرایطی پیش می آید که احتمال نوعی گفتگو و تعامل میان ایران و قدرت های ذی نفع و ذی مدخل در منطقه پیش می آید، کشورهای عربی شدیدا خواهان نزدیکی به ایران می شوند و هر گاه که بحران تشدید می شود و آن ها فضا را این گونه تشخیص می دهد که ممکن است ایران در تنگناهای سیاسی باشد، آن ها نیز بر فشار های خود می افزایند. بنابراین به نظر می رسد که ایران باید ابتدا مسائل خود را با قدرت های بزرگ حل کند. اما درباره‌ جزایر سه‌گانه می‌بایست بر اساس مصالح ایران، نه بر اساس منافع ارزشی حرکت کرده و میان منافع ایران و منافع ارزشی توازنی ایجاد کند و بر اساس تشخیص واقعیت‌های روز، از تنگناها و بن‌بست‌هایی که با آن روبه‌روست با دید خردمندانه سعی کند مسائل را با حسن نیت و اراده‌ تمام حل کند <BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7398&mi=30" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7398&mi=30</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7398&#38;mi=30</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7398&#38;mi=30</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:24 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[برنامه تلوزیون جبهه ملی ایران ; تکذیب مذاکره رضا پهلوی ,یادداشت اعتراض جبهه ملی ایران به موسسه گوگل]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7397&#38;mi=41</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>برنامه تلوزیون جبهه ملی ایران ; تکذیب مذاکره رضا پهلوی ,یادداشت اعتراض جبهه ملی ایران به موسسه گوگل</b><p>22 اردیبهشت 1391<p><object style="height: 390px; width: 640px"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/pjGpHcBPhdY?version=3&feature=player_detailpage"><param name="allowFullScreen" value="true"><param name="allowScriptAccess" value="always"><embed src="http://www.youtube.com/v/pjGpHcBPhdY?version=3&feature=player_detailpage" type="application/x-shockwave-flash" allowfullscreen="true" allowScriptAccess="always" width="640" height="360"></object><p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7397&mi=41" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7397&mi=41</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7397&#38;mi=41</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7397&#38;mi=41</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:23 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[اپوزيسيون متوهم!؟ مسعود نقره‌کار]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7396&#38;mi=3</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>اپوزيسيون متوهم!؟ مسعود نقره‌کار</b><p>22 اردیبهشت 1391<p>اپوزيسيون متوهم!؟ مسعود نقره‌کار<BR>
 <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
اپوزيسيون حکومت اسلامی در خارج کشور را دو گونه توهم زمين‌گيرتر کرده است: توهم نسبت به اصلاح حکومت اسلامی، و توهم نسبت به توانايی و جايگاه اپوزيسيون در خارج از کشور<BR>
<BR>
در باره ی عوامل فرهنگی، سياسی، اخلاقی و روانی زمين گير شدن اپوزيسيون حکومت اسلامی در خارج از کشور گفتنی ها گفته شده اند، در ميان اين گفتنی ها اما به گمان من جای دو نوع توهم خالی ست!<BR>
<BR>
۱ـ توهم نسبت به ظرفيت و توانايی اصلاح حکومت اسلامی : نشانه شناسی اين توهم به آغاز قدرت گيری حکومت اسلامی بر می گردد. اين توهم که بسياری از جريان های سياسی و فرهنگی ، و شخصيت ها و چهره ها ی سياسی و فرهنگی مستقل مبتلايان اش بودند، همزاد حکومت اسلامی ست. اين مجموعه با برداشت های تاکتيکی و استراتژيکی تا حدودی متفاوت از پديده ی اصلاح يا رفورم دل به اصلاح حکومت اسلامی و رهبرش خوش کردند. حزب توده ايران يکی از عوامل شيوع اين توهم و سرايت آن به ديگران بود.ارزيابی« توده ای ـ طبقاتی »از حکومت اسلامی و آيت الله خمينی، درک و فهم اردوگاهی ازمبارزه ی ضد امپرياليستی، تز راه رشد غير سرمايه داری ، تئوری انقلاب های ملی ورهايی بخش ،شيفتگی به قدرت، وابستگی و پشت گرمی به «سوسياليسم واقعا موجود» و ..... زمينه ها و بسترهای چنين توهمی بودند. اين حزب با پروژه ای ذهنی « جبهه متحد خلق» اش را شکل گرفته و خود را آلترناتيو حکومت اسلامی می پنداشت. حزب توده ايران با قورت دادن بخشی ازرهبری و تشکيلات سازمان فداييان خلق ايران بربنيه و توانايی اش برای نشر بيشتر اين توهم افزود.حزب رنجبران و تعداد ديگری ازمحافل، شخصيت ها و چهره های سياسی چپ نيز به چنين توهمی مبتلا بودند. جريان های مذهبی ، شخصيت ها و چهره ها ی سياسی و فرهنگی اين طيف نيز اکثرا به اميد اصلاح حکومت و آيت الله خمينی پا پيش گذاشتند. حتی سازمان مجاهدين خلق ايران تا پيش از آنکه آيت الله خمينی دست رد به سينه ی رهبری اين سازمان بزند به راه همکاری و به اميد اصلاح آيت الله و جمهوری اش حرکت کرد. بسياری از جريان های ملی و ملی ـ مذهبی نيز به اصلاح حکومت اسلامی و رهبرش دل بسته بودند. حضور آنان در حکومت، به ويژه در دولت، با چنين اميدی صورت گرفت .نوانديشان دينی که بيشتردر عرصه ی فکر و فلسفه مشغول می نمودند نيز آرام آرام کار اصلاح طلبانه ، و توضيح و توجيه توانايی اصلاح حکومت اسلامی آغاز کردند.<BR>
<BR>
 با شکل گيری و نضج بنيان های نظری و سياسی حکومت اسلامی ، و ارگان های اعمال اين نظرها و سياست ها، اصلاح نا پذيری حکومت عيان تر شد. توحش، تجاهل و جنايت های حکومت اسلامی در دهه ی ۶۰ که پيه آن ها به تن همگان خورد، اگر چه توانست برخی از جريان ها و افراد را از ورطه ی توهم اصلاح رژيم بيرون کشد اما بر« کله بتونی» ها ی اين مجموعه بی تايثر بود.<BR>
<BR>
 فکر اصلاح حکومت اسلامی در ميان برخی از روحانيون و مکلا های حکومتی ، که بيشترين شان خط امامی ها و حزب الهی هايی بودند که خود تا حدی اصلاح شده می نمودند نيز بر بستردگرگونی های سياسی و اجتماعی اواخر دهه ی ۶۰، به ويژه نوشيدن جام زهر صلح ! توسط خمينی و مرگ اش، بتدريج پا گرفت. اين نوع از اصلاح طلبی که از مسير نوعی توسعه ی اقتصای به حوزه ی توسعه ی سياسی و فرهنگی کشيده شد، سرانجام جنبش اصلاحات سال ۷۶ را سبب شد، جنبشی که هنوز هم به گونه ای ادامه دارد و در انتخابات سال ۱۳۸۸ در بخشی از آنچه جنبش سبز خوانده شد، خود را نشان داد. نوانديشان يا روشنفکران دينی نيز در ادامه ی تلاش های شان در تئوريزه کردن محمل های سياسی ومذهبی اين جنبش نقش خويش ادامه دادند. <BR>
<BR>
در اين ميانه اصلاح طلبان حکومتی همراه با تبليغ و ترويج توهم « امکان اصلاح حکومت از درون»، گاه نيز ياری رسان حکومت درتضعيف جريان ها،حرکت ها و جنبش ها ی آزادی خواه و آزادانديش شده اند، ساليانی ست که در داخل کشور جنبش آزاديخواهانه و عدالت جويانه ی پراکنده ای که شکل سازمان يافته اش در تشکل های مدنی ، دموکراتيک وصنفی ی زنان، دانشجويان ،کارگران و ساير زحمتکشان، اهل قلم ( وهنر)، معلمان ، وکلا و محافل روشنفکری امکان ادامه ی حيات يافته اند ،بين دو سنگ آسياب حکومت اسلامی و اصلاح طلبان حکومتی قرار گرفته اند. آنچه حکومت با اين مجموعه کرده و می کند اظهرمن الشمس است ،اما آنچه اصلاح طلبان حکومتی بر اين مجموعه روا داشته اند پوشيده در زرورق تک و توکی شعارمدنی و مترقی تضعيف و تحريف جنبش آزاديخواهانه و عدالت جويانه بهمراه آورده است، ازجمله آسيب های توهم آفرينی اين دست اصلاح طلبان : ايجاد بی اعتمادی نسبت به اصلاح يا رفورم، ايجاد نگرانی و ترس نسبت به تغييرات ساختاری و بنيادی در جامعه، ناممکن وانمود کردن انحلال و سرنگونی حکومت اسلامی، و نيزهمسنگ و همراه نشان دادن تغيير بنيادی و هر نوع انقلاب با هرج و مرج و خشونت و خونريزی ست. <BR>
<BR>
جريان های سياسی و فرهنگی، و شخصيت ها و چهره های سياسی و فرهنگی اصلاح طلب اپوزيسيون خارج کشورنيز طی سه دهه ی گذشته عکس برگردان آنچه که در داخل کشور وجود داشت و می گذشت،بوده اند. اصلاح طلبان حکومتی در هجرت به دليل موج مهاجرت روزنامه نگاران و متفکران شان به خارج از کشور،کمک های مالی و تبليغاتی از سوی منابع اروپايی و امريکايی، و پشتيبانی جمهوری خواهان و سکولار های اصلاح طلب با قدرت و توانی بيش ازپيش به راه خود ادامه داده اند. .بخشی از اکثريتی ها و حزب توده ای ها و جمهوری خواهان اصلاح طلب و محافل مشابه به دنبال ديدگاه های اصلاحگرانه در مورد حکومت اسلامی به راه خود ادامه داده اند، اما اين بار در معيت خاتمی و موسوی و کروبی به اميد بازگشت به دوران طلايی « امام خمينی» گام می زنند.<BR>
<BR>
۲ـ توهم اپوزيسيون حکومت اسلامی در خارج از کشور نسبت به خود: را نيز می بايد ازعوامل مهم زمين گير شدن اپوزيسيون حکومت اسلامی در خارج از کشورتلقی کرد. توهم نسبت به توانايی و جايگاه اين اپوزيسيون سبب شده است اصلاح طلبان حکومتی در خارج از کشور،که بيشترين شان تيپاخوردگان از بساط قدرت اند، بپندارند حتی می توانند از اين سوی مرز حکومت اسلامی اصلاح کنند. فيل هوا کردن با حجره هايی مثل « اتاق فکر» ،« شورا» ی زير زمينی و نيمه مجهول الهويه ومجهول الامکان”« شورای هماهنگی راه سبز اميد» ، و صدورفرمان های حمله و محاصره و عقب نشينی مدنی و غير مدنی حکومت اسلامی به اپوزيسيون داخل کشوربا « اسب تروا»و ذوالجناح ( ذوالجنا) ويا از طريق« اسکايپ های مستقر در واشنگتن دی .سی» و« صدای امريکا» و.... از وخامت حال اين عزيزان خبر دارد. توانايی مالی ، تبليغاتی و رسانه ای اين بخش از «اپوزيسيون» که با کمک های بشر دوستانه ی ميليون ها دلاری کشورهايی مثل امريکا،هلند، انگليس ، سوئد و..... تحقق يافته ،متاسفانه برتداوم و تشديد اين توهم افزوده است. اين جريان دسته ای از جمهوری خواهان و ديگرسکولارها را نيزبه دنبال خويش کشانده است تا با اين کارعلاوه بر مخدوش کردن هرچه بيشتر مرزهای ميان« پوزيسيون» و « اپوزيسيون»به مسخ جمهوری خواهی و سکولاريسم نيز مشغول باشد. اين عزيزان که ناهار بازارديروزشان « اتاق فکر» و پند و اندرز به ولی فقيه و شرکت شان در معرکه « انتخابات» بود و تحريم کنندگان را لعن و نفرين می کردند امروز مهار گسيخته به دنبال تحريم نمايش های انتخاباتی و پهن کردن بساط معرکه ای ديگر به نام «انتخابات آزاد» زير سايه ی حکومت اسلامی اند. <BR>
<BR>
بحث و تلاش برای برپايی يک «ائتلاف سياسی يا وفاق ملی »، « کنگره ملی»، «دولت و پارلمان در تبعيد»، « پارلمان ايرانيان مهاجر و تبعيدی» و آلترناتيو سازی-ـ که از حدود سه دهه قبل در خارج از کشور مطرح بوده است ـ اين بار توسط اصلاح طلبان ، جمهوری خواهان، شبکه سکولارهای سبز(که بنده هم افتخار همکاری با اين شبکه را دارم) ، سلطنت طلبان و محافل و افراد ديگر رونمايی شده اند. بدون ترديد اگر هدف از اين بحث ها الترناتيو سازی برای حکومت اسلامی نباشد و بيشترگرما بخش کنفرانس ها و سمينارها و برنامه های راديو و تلويزيونی و پالتاکی باشند ، بی اشکال، مفرح و چه بسا آموزنده اند، اما پافشاری برعملی کردن تاثيرگذاراين ايده ها در خارج از کشوربا هدف شکل دهی آلترنايتو دموکراتيک حکومت اسلامی در شرايط کنونی غير واقعی و خوش خيالانه است. نوعی پروژه ی« همه با هم» نيز که محوری ترين پروژه ی کنفرانس« پروژه محور» واشنگتن دی.سی بود،نشانه ای ديگر از توهم گفته شده است.چنين نسخه پيچی هايی به ويژه در جوار اصلاح طلبان حکومتی با توجه به توانايی، ظرفيت و ميزان سازمان يافتگی اپوزيسيون واقعی حکومت اسلامی در خارج از کشوردر مقايسه با توانايی و امکانات اصلاح طلبان حکومتی، در خوشبينانه ترين حالت بدل کردن بخشی از اپوزيسيون به نردبان اصلاح طلبان حکومتی خواهد بود.اينکه بتوان ازدل سمينارهايی مثل« کنفرانس استکهلم و واشنگتن دی. سی » و امثالهم آلترناتيو و بديل وجايگزين دموکراتيک برای يکی از قدرتمند ترين ووحشی ترين ديکتاتوری های مذهبی،، آن هم در خارج ار کشور توليد کرد نه فقط توهم پراکنی که هدر دادن انژری و امکانات بخشی از اپوزيسيون حکومت اسلامی در خارج از کشور است. اين کنفرانس ها که در آغاز نويد درک و فهم مدارا و تحمل در ميان اپوزيسيون با خود داشتند،تکرارشان صحنه های ارضای روانی ـ آکادميک بخش کوچکی از اپوزيسيون خارج از کشور شده اند. <BR>
<BR>
سوی ديگر سرنگونی طلبان و انحلال طلبان در خارج از کشوراند، که گونه ای ديگر توهم نسبت به خويش بروز می دهند.قوی ترين سازمان سياسی مخالف حکومت اسلامی در اين طيف سازمان مجاهدين خلق است ، اين سازمان اگر چه قدرتمند ترين « آلترنايتو» حکومت اسلامی را حدود سی سال قبل در خارج از ايران شکل داد ، اما متاسفانه هنوز در توهم وعده های « ۲ ماهه » و « يک ساله »سرنگونی حکومت اسلامی وجايگزينی مجاهدين خلق با شورای ملی مقاومت و کابينه اش به جای حکومت اسلامی به سرمی برد.همين بليه دست از سر ده ها جريان کوچک چپ راديکال و جريان های کارگری و کمونيستی با « آلترناتيو کارگری ـ-سوسياليستی» شان، وطيف های رنگارنگ سلطنت طلب بر نداشته است. جريان هايی که گاه خود را به تنهايی آلترناتيو حکومت اسلامی می پندارند.<BR>
<BR>
 چه بايد کرد؟ <BR>
اپوزيسيون حکومت اسلامی در خارج از کشور می بايد حوزه ی وظايف و رسالت خود بشناسد و واقعی با توانايی و ظرفيت خود برخورد کند.اپوزيسيونی که تجربه سه دهه ی گذشته نشان داده است استارت موتورش در داخل ايران است و تاحکومت قتل عام نکند،يا حرکت و جنبشی از سوی مردم برپا نشود نای تکان خوردن ندارد و...... اپوزيسيونی که طی ۳۳ سال حتی يک تشکل دموکراتيک پايدار حول يک خواست گروهی و صنفی مثل تشکل حمايت از پناهندگان ايرانی يا تشکل اهل قلم تبعيدی حول آزادی بيان وقلم نتوانسته شکل بدهد، و ازدل همايش های نسبتا بزرگ سياسی اش جريان هايی مثل «اتحاد يا سازمان جمهوريخواهان ايران» متولد شده اند و نخبه گان « آلترناتيو ساز و پروژه دان»اش در دو سه کنفرانس اخيرجمع زده شدند و..... اپوزيسيونی که حزب توده و سازمان فداييان اکثريت و اتحاد و سازمان جمهوری خواهان از يک سو، و حزب کمونيست کارگری و ديگرسازمان های فدايی و چند حزب و جريان منطقه ای ، وجريان هايی اصلاح طلب سازمان های سياسی فعال اش هستند و قدر قدرت ترين سازمان سياسی اش سازمان مجاهدين خلق است و.... اپوزيسيونی که ميان داران اش اصلاح طلبانی شده اند که از خارج از کشورنيز به دنبال «تغيير سازنده» با عنايت به بازگشت به دوران طلايی امام خمينی ، واجرای بدون تنازل قانون اساسی حکومت اسلامی مبتنی بر ولايت فقيه اند و.......اپوزيسيونی که بخشی از آن می پندارد می تواند با چنين اصلاح طلبانی « آلترناتيو» بسازد و به خاطرچنين پنداری نقش جاده صاف کن اين جماعت برای رسيدن به دروان طلايی يک از بزرگترين جنايتکاران تاريخ بشريت بازی می کند وبرای اين شاهکارو کشف پروژه ی های کشف شده به خودش مدال و سردوشی می دهد و........چنين اپوزيسيونی چگونه می تواند برای حکومت اسلامی آلترناتيو يا بديل و جايگزينی دموکرات بسازد؟ و به راستی چگونه می توان با اين مجموعه ی گفته شده، و بدون حضور جريان های سياسی دارای پايگاه اجتماعی و فعال در سطح جامعه برای حکومت آدمخوار آن جامعه، آنهم بيرون از مرزهای جغرافيايی اش جايگزين و بديل انسانی و دموکراتيک ساخت؟<BR>
<BR>
 وظيفه و رسالت اپوزيسيون حکومت اسلامی در شرايط کنونی آوازه گری با بحث های ذهنی و آکادميک آلترناتيوسازی ، بديل و جايگزين ساختن برای حکومت اسلامی در بيرون از مرزهای کشور، آن هم با حضور اصلاح طلبان حکومتی نيست.اين اپوزيسيون می بايد مستقل از جريان اصلاح طلبی حکومتی، و به اندازه ی ظرفيت و توان اش گام بردارد،ووظايف و رسالت يک اپوزيسيون دموکرات حکومت اسلامی ی ضد دموکراتيک پيش ببرد. کاری که اپوزيسيون واقعا موجود حکومت اسلامی در خارج از کشور طی سی و سه سال گذشته در مقاطعی کوتاه انجام داده است. اپوزيسيون در خارج از کشور نيازمند بازنگری و بررسی ضعف ها، لغزش ها و خطاهای اش در سه دهه گذشته، و تلاش پيگيرانه در راه تحقق موارد زير است :<BR>
 ۱ـ سامان دادن تشکل های دموکراتيک ، صنفی و گروه های اجتماعی مختلف، که اصلی ترين وظيفه آ نها ياری رساندن به تشکل ها و نهادهای های مشابه در ايران باشد.(تشکل دانشجويی، تشکل زنان، تشکل کارگری، تشکل اهل قلم، تشکل هنرمندان، تشکل روزنامه نگاران و کارکنان رسانه های سمعی و بصری،تشکل های حقوق بشری ، تشکل استادان وکارکنان دانشگاه ها و...)<BR>
<BR>
۲-ـ شکل دهی تشکلی سراسری، فراگير و دموکراتيک حول خواست هايی دموکراتيک مثل آزادی دگرانديشی سياسی و عقيدتی ،آزادی زندانيان سياسی و عقيدتی،نفی شکنجه واعدام و سنگسار، آزادی احزاب و سازمان های سياسی، و نهادهای مستقل از دولت و حکومت، انتخابات آزاد و...<BR>
<BR>
 تشکلی که بتواند موارد زير را سازمان يافته و با برنامه پيش ببرد:<BR>
 الف : تداوم با برنامه و سازمان يافته ی افشای جنايت های حکومت اسلامی عليه بشريت و تلاش برای برپايی دادگاه های بين المللی برای محاکمه حضوری و يا غيابی رهبران جنايتکار اين حکومت .<BR>
<BR>
 ب-ـ حکومت اسلامی در طول سی و سه سال گذشته به جنايت ها و ترفندهای زيادی برای تضعيف اپوزيسيون خارج از کشوردست برده و لطمه های زيادی به اين اپوزيسيون زده است. شناسايی تروريست ها وعوامل حکومتی و نيرنگ های حکومت در خارج ازکشور، و افشا و فاصله گرفتن از افراد و نيروهايی که به نام « اپوزيسيون» در راستای تقويت و تداوم حيات حکومت اسلامی و مخدوش کردن مرز های ميان « پوزيسيون» و« اپوزيسيون» عمل می کنند،از وظايف اپوزيسيون در خارج از کشور است.<BR>
<BR>
ج-ـ افشای نظرها، سياست ها و رفتارهای ضد انسانی و ضد دموکراتيک حکومت اسلامی ، که نقض آشکار حقوق بشر و تبعيض در همه ی عرصه های اقتصادی،فرهنگی، دينی، زندگی فردی و اجتماعی مردم ايران، و نيز گفتار و کردارش درعرصه ها ی سياست خارجی، سياست هسته ای، رفتار با ايرانيان گريخته از وطن، و نيز با مهاجران و پناهجويان به ايران ـ مانند رفتارضد انسانی حکومت اسلامی با پناهندگان و مهاجران افغانی ـ می توانند نمونه هايی باشند. <BR>
<BR>
د-ـ در خواست از دولت ها (يا حکومت ها) در سطح جهانی برای اعمال تحريم سياسی و فرهنگی و نظامی حکومت اسلامی<BR>
<BR>
 و-ـ برپايی يک تشکل يا نهاد سرتاسری برای ياری رساندن به پناهندگان و مهاجرانی که به اجبار ترک وطن کرده اند. <BR>
<BR>
ر ـ تقويت رسانه های اينترنتی، وسمعی و بصری و نشريات آزاديخواه و آزادانديش در خارج از کشور.<BR>
<BR>
 ۳ـ تلاش برای شکل دهی گروه بندی ها يا بلوک هايی از احزاب، سازمان ها و جريان های سياسی ی که نظر گاه های سياسی ی نزديک به هم دارند . برای نمونه ده ها سازمان و گروه چپ در خارج از کشور وجود دارند که می توانند با اندک فاصله گيری از فرقه گرايی ، حول گروه بندی يا بلوک چپ دموکرات، چپ راديکال« انقلابی» و...گرد هم آيند. وهمين گونه می توانند عمل کنند جريان هايی که با عنوان های کارگری و کمونيستی ،ملی گرايی، جمهوری خواهی، سکولاريسم ،سلطنت طلبی ،منطقه ای« قومی»و...... فعاليت می کنند.<BR>
<BR>
 پس از شکل گيری اين گروه بندی ها و بلوک ها گام بعدی ائتلاف سياسی وسيع اين گروه بندی ها و بلوک های سياسی می تواند باشد. اين ائتلاف تحت هر نام و عنوانی، نخ تسبيح اش می بايد خواست و تلاش در راه سرنگونی يا انحلال حکومت اسلامی، برپايی حکومتی مردمسالار، جدايی دين(ومذهب) از حکومت و پايبندی به مفاد اعلاميه جهانی حقوق بشرباشد .هدف ائتلاف می بايد ياری رساندن به حرکت ها و جنبش های آزاديخواهانه و عدالت جويانه در داخل کشورباشد، حرکت ها و جنبش هايی که در راستای تحقق خواست های گفته شده مبارزه می کنند. <BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7396&mi=3" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7396&mi=3</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7396&#38;mi=3</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7396&#38;mi=3</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:22 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[وهابيها و کشوری بنام عربستان سعودی و شیخ نشینهای عربی/امیر هوشنگ آریان پور]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7395&#38;mi=21</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>وهابيها و کشوری بنام عربستان سعودی و شیخ نشینهای عربی/امیر هوشنگ آریان پور</b><p>19 اردیبهشت 1391<p>وهابيها و کشوری بنام عربستان سعودی و شیخ نشینهای عربی:<BR>
 <img src="http://www.islamtimes.org/images/docs/000011/n00011635-b.png" border="0" align="right" width="125"><BR>
<BR>
در اواسط قرن هيجدهم فرقه تازه ای در عربستان ظهور کرد که موسس آن محمد بن عبد الوهاب از اهالی "عينه" نجد بود و چون مخالفين اين فرقه نمی خواستند آنرا در جزو مذهب اسلام بشمارند لهذا فرقه جديد به مناسبت اسم موسس آن بنام وهابی موسوم گرديد.<BR>
مذهب وهابی در ابتدا اصلاح و تجددی از آئين اسلام بود و شعار اصلی آن اين بود که بايد ديانت اسلامی بصفا و طهارت اوليه خود برگردد و ريشه موهومات و تجمل پرستی از عالم اسلام کنده شود. وهابيها قيد احاديث و روايات را گسسته و مصمم گرديدند که معايبی را که در طول زمان در ديانت اسلام رخنه پيدا کرده بود از ميان بردارند. وهابيها به نبوت حضرت محمد اعتقاد کامل داشتند ليکن به احترام فوق العاده ايکه مسلمين به او می گذاشتند معتقد نبودند. پرستش ائمه و مقدسين را بت پرستی می دانستند و هر جا که می رفتند قبور ائمه و اماکن مقدسين را خراب می نمودند.( به همين علت چندين بار اماکن مقدسه شيعيان را در کربلا و نجف خراب کردند. ضمناٌ پيروان طالبان آنها در افغانستان چنی قبل مجسمه قديمی سنگی بودا را منفجر کردند.) ) منظور اصلی آنها آن بود که بساطت و سادگی صدر اسلام را دوباره تجديد کنند. مثلاٌ پوشيدن حرير و پارچه های ابريشمی را اکيداٌ منع و تحريم کرده و استعمال دخانيات را به عنوان بدعت حرام می دانستند.<BR>
وهابيها احکام قران را بهترين قوانين اخلاقی و سياسی می دانستند و در اجرای آن منتهای تعصب و جديت را بخرج می دادند. بهمين جهت بود که احکام جهاد با کفار و اشاعه اسلام بوسيله شمشير و آتش و مسلط بودن بر جان و مال محبوسين را در ميان پيروان خود ترويج کرده و اجرای آنرا از فرائض و واجبات دينيه آنها محسوب می داشتند.<BR>
بدين ترتيب وهابيها معتقد هستند که هرکس با اصول مذهب آنها مخالف باشد بايد خود او را کشت و اموالش را غارت کرد و مسلمانانی را که به آئين آنها نمی گرويدند از يهوديان و مسيحيان بدتر دانسته و بهيچوجه رحم و شفقت را درباره ايشان جايز نمی شمردند.<BR>
مذهب وهابی که به تدريج جنبه يک نهضت ملی بخود گرفت، دائره نفوذ و استيلای آن توسعه يافت و در اوايل قرن نوزدهم مکه و مدينه و شبه جزيره عربستان به انضمام حسا و بحرين و قسمتی از عمان به تصرف آن در آمد و حتی وهابيها بين النهرين و شامات را نيز تهديد می کردند. پس از تصرف " قطيف" قدرت خود را تا سواحل خليج فارس رسانيده سواحل عمان و ايران را نيز مورد مخاطره قرار دادند. در سال 1803 وهابيها نفوذ خود را بر تمامی سواحل شرقی عربستان که در مجاورت خليج فارس واقع است توسعه داده و نواحی معروف به " ساحل دزدان" را نيز که طوايف جواسم در آنجا سکونت دارند به استيلای خود در آوردند.<BR>
در سال 1809 قدرت و نفوذ وهابيها در خليج فارس به منتهی درجه ترقی رسيد . در سال 1811 "محمد علی" که از طرف  سلطان عثمانی حکومت مصر داشت به جنگ وهابيها آمد و سال بعد مکه و مدينه و جده را از تصرف آنها خارج نمود. در سال 1814 سرکرده مقتدر وهابيها بنام "سعود" ( يکی از نوادگان محمد ابن عبد الوهاب پايه گذار فرقه وهابی) وفات يافت. ( يکی از نوادگان سعود بنام عبد العزيز بن سعود در سال 1926  توسط دولت انگليس به عنوان حکمران مکه ، مدينه و حجازدر شبه جزيره عربستان گمارده شد . در سال 1932 ابن سعود نام سرزمين عربستان را به " عربستان سعودی" تغيير داد و توانست عربستان را در تحت لوای واحد به صورت يک کشور مستقل در آورده و استقلال اقتصادی به آن دهد، و اين کاری است که از زمان حضرت محمد تا آن زمان هيچ يک از اسلاف عبد العزيز موفق به اجرای آن نگرديده بودند.)<BR>
<BR>
 شيخ نشينهای جديد التاسيس سواحل غربی خليج فارس:<BR>
<BR>
جواسم يا قواسم نام کليه طوايفی است که در سواحل جنوب غربی خليج فارس و دريای عمان که معروف به ( ساحل دزدان ) است سکونت داشته و به دزدی و راه زنی دريايی مشغول بوده اند.<BR>
سرجان ملکم تاريخ نويس انگليسی نوشته است:<BR>
 " کلمه جواسم به کليه پيروان شيخ قاسمی مقيم شارجه اطلاق می شود و محل سکونت آنها در نواحی ساحلی مجاور راس الخيمه است. اين طايفه از فرقه وهابی و بنام جواسم معروفند ولی خداوند بندگان خود را از شر آنها محفوظ نگاهدارد زيرا آنها ديوان واقعی هستند. مشغله آنها دزدی و راهزنی است و تفريح آنها قتل و غارت و آدم کشی است و از همه بدتر آنکه جنايات و شرارتهای خود را به لباس مذهب و ديانت جلوه می دهند. اين طايفه به نص مطلق کتاب مقدس خود ( قرآن) تمسک جسته و هرگونه اخبار و احاديث ديگری را رد می کنند. اگر کسی بدست آنها اسير شود و تمام دارائی خود را به آنها بدهد که از کشتن او صرف نظر کنند نمی پذيرند و می گويند چاپيدن اموال زندگان در قرآن نهی شده است ليکن لخت کردن اموات منع نشده و به اينجهت با چماق خود ضربتی بسر او زده و او را به قتل می رسانند. اما اين ها در تبهکاريهای خود مقصر نيستند زيرا که از اولاد غولند و به اقتضای فطرت و طبيعت خود رفتار می کنند".<BR>
پس از مرگ نادر شاه در سال 1747 ميلادی نفوذ و تسلط ايران در خليج فارس شروع به انحطاط و زوال کرد و جواسم ميدان بی منازعی بدست آوردند و دامنه ترکتازی و تجاوزات خود را توسعه داده و تا نزديکی سواحل ايران رساندند. در سال 1760 جزيره قشم را نيز متصرف شدند. در سال 1763 کريمخان زند آنها را از سواحل ايران بيرون راند.<BR>
در اواخر قرن هيجدهم به علت نفوذ و تسلط وهابيها در سواحل خليج فارس، طايفه جواسم به تابعيت فرقه وهابی در آمدند. جواسم ابتدا فقط کشتيهای تجارتی بومی را مورد حمله و نهاجم قرار می دادندو کارکنان آنها را مجبور می کردند آئين آنها را قبول کنند و در صورت امتناع همه را به قتل می رساندند. <BR>
دزدان دريايی ابتدا کشتی مصادره شده را با آب و عطريات تطهير نموده و بعد اسرا را دست و پا بسته پيش می آورند و يک نفر از اشرار در راه خدا گلوی آنها را می بريد.<BR>
شيخ راس الخيمه که در حقيقت رئيس دزدان دريايی بود به حکومت بمبی پيشنهاد کرد که برای مصون ماندن کشتی های انگليسی از دستبرد و غارت دزدان دريايی، حکومت مزبور ساليانه مبلغی به عنوان خراج به او بپردازد.<BR>
 بعد ها هر چه قدرت آنها بيشتر شد بر جرات و جسارتشان افزوده گرديد . چنانکه در سال 1797 يکی از کشتی های انگليسی را اسير کرده و آنرا در راس الخيمه نگاه داشتند. بهترين بلاد آنها يکی شارجه بود که روسای معروف آنها در آنجا اقامت داشتند و ديگری راس الخيمه بوده است.<BR>
در اوايل قرن نوزدهم رئيس وهابی ها بنام " سعود" که بر تمام سواحل دزدان دريايی استيلا يافته بود ، شخصی به نام "حسين بن علی" را به رياست طايفه جواسم منصوب نمود که هر چه کشتی متعلق به روسای جزء موجود است همه را به کمک کشتيهای وهابی روانه سازد تا کشتی هائی را که به خليج فارس می آيند بدون استثناء غارت نمايند. قوای دريايی جواسم در اين موقع عبارت از شصت و سه کشتی بزرگ و متجاوز از هشتصد قايق بوده است و کشتيهای مزبور جمعاٌ نوزده هزار مرد مسلح داشته اند. اين کشتيها حتی بندر بوشهر را هم مورد تهديد و مخاطره قرا داده بودند. طولی نکشيد که جواسم با پشتيبانی وهابی ها دائره عمليات خود را تا بحر احمر و دريای هند توسعه دادند. فتوحات و پيشرفتهای جواسم بقدری بر قوت و اقتدار آنها افزود که غالب بنادر ديگر خليج فارس به تاسی از عمليات آنها تحريک و ترغيب شدند چنانکه شيخ جزيره خارک با دزدان راس الخيمه عهدنامه دوستی و معاضدت بست و رئيس بحرين نيز صريحاٌ اظهار داشت که برای بدست آوردن اقتدار و تمول از آن به بعد به راهزنی و دزدی دريايی خواهد پرداخت.<BR>
بالاخره در سال 1819 حکوکت انگليسی بمبی قشون بزرگی تحت فرماندهی " سر ويليام گرانت کر " روانه خليج فارس نمود. ( عده نفرات اين قشون به سه هزار و شصت نفر بالغ می گرديد. نه فروند کشتی بزرگ جنگی و عده زيادی واحد های کوچکتر در اين عمليات شرکت داشتند. اين بزرگترين عمليات جنگ دريايی بود که تا آن زمان به خليج فارس آمده بود). اين واحد دريايی روانه راس الخيمه شد. بعد از شش روز محصره دريايی و بمباران شديد شهر بالاخره جواسم مجبور به تسليم شده و در نهم دسامبر 1819 شهر را تسليم کردند. انگليسی ها کليه کشتيهای جواسم را سوزانده و قلاع و استحکامات آنها را با خاک يکسان کردند. بعد از آن قوای انگليس عازم ساير بنادر دزدان شده و پس از دفع و سرکوبی ايشان به بمبی مراجعت کرد.<BR>
عاقبت مذاکرات راجع به عقد صلح شروع شد و معاهده مزبور در هشتم ژانويه 1820 منعقد گرديد و جزيره بحرين نيز آنرا امضا و قبول نمود.<BR>
در طول زمان ثابت گرديد که معاهده صلح سال 1820 به واسطه نزاع دائمی شيوخ عرب با يکديگر نمی تواند حافظ امنيت و آرامش مطلق آبهای خليج باشد و لازم است تجديد نظری در اوضاع جاری آنجا به عمل آيد. معاهده مزبور به روسا و مشايخ بومی اجازه می داد که در دريا با يکديگر بجنگند و فقط تجاوز به کشتی های مسافری و تجارتی را در حکم دزدی قرار داده و آنرا منع نموده بود، ليکن اغلب روسای عشاير به عنوان و بهانه جنگ به شرارت و راهزنی مشغول می شدند و مخصوصاٌ در موسم صيد مرواريد علناٌ شروع به غارتگری و دزدی می کردند. به اين علت بالاخره در سال 1853 قرار داد ديگری بنام " معاهده صلح دائمی" منعقد گرديد. شرايط اين مصالحه تقريباٌ شبيه به مواد عهد نامه اولی بود جز آنکه يک ماده مهم ديگر بدين مضمون به آن افزوده شده یود که "مصالحه دريايی کنونی مصالحه دائمی و هميشگی بوده و دولت انگليس در اجرای کامل آن نظارت خواهد کرد" بر طبق اين ماده هر وقت نزاع و اختلافی ما بين قبايل (عرب) رخ می داد بجای آنکه طرفين متشبت بجنگ و خونريزی شوند بمصادر امور انگليس در خليج فارس مراجعه و احقاق حق خود را می نمودند. ( پر واضح است که هنوز هم مفاد اين معاهده ها پا برجاست و در کليه امور شيخ نشين های تازه تاسيس شده دولت انگليس حق دخالت و اظهار نظر دارند !)<BR>
<BR>
از چه زمانی عربستان سعودی و ساير شيخ نشينهای عربی رسماٌ تشکيل شده و ظاهراٌ استقلال يافته اند؟ <BR>
عربستان سعودی:<BR>
ابن سعود در 1901 رياض را تسخير کرده و خود را بنام "ليدر ملی گرايان عرب" ناميد!<BR>
در  1906  با تسخير حجاز تسلط فرقه وهابی را در نجد برقرار نمود. <BR>
در سال 1925 بدستور و رضايت دولت انگليس، ابن سعود با يک پارچه کردن نجد و حجاز خود را حکمران آن مناطق ناميد.<BR>
ابن سعود پس از آنکه توانست به زور شمشير بر ساير قسمتهای شبه جزيره عربستان خاصه در بخش جنوبی و شرقی دست يابد، نام اين سرزمين را"عربستان سعودی" گذارد. حکومت عربستان بر پايه قوانين اسلامی و نص صريح قران و مراعات اکيد قوانين اسلامی مربوط به فرقه وهابی زير نظر مستقيم سلطان مطلق مستبد و خودکامه به مرحله اجرا در می آيد. عربستان فاقد قوانين مدنی است.<BR>
درآمد ناخالص عربستان (GDP )بالغ بر 434 بيليون دلار در سال است و در آمد ساليانه هر خانواده) Per capita ) بالغ بر 10400 دلار است.<BR>
<BR>
عمان:<BR>
دارای حکومت خودکامه مطلقی است  که بر پايه قوانين اسلامی و نص صريح قران عمل می کند. دارای قوانين مدنی نيست. در سال 1971 پس از آنکه ظاهراٌ از تحت الحمايگی دولت انگليس خارج شد ، توانست به عضويت سازمان ملل متحد در آيد.<BR>
درآمد ناخالص عمان بالغ بر 21 بيليون دلار و در آمد سرآنه هر خانواده بالغ بر 8000 دلار است.<BR>
<BR>
بحرين:<BR>
ظاهراٌ دارای حکومت پارلمانی است. صاحب اين شيخ نشين حامد بن عيسی آل خليف است .<BR>
در تاريخ 14 اوت 1971 به استقلال ظاهری دست يافت.<BR>
درآمد ناخالص بحرين بالغ بر 22بيليون دلار و در آمد ساليانه هر خانواده بالغ بر 14100 دلار است.<BR>
<BR>
قطر:<BR>
از سال 1916 قطر تحت الحمايه انگليس بود.  در سال 1971 قطر همراه با ساير شيخ نشينهای عربی ظاهراٌ از تحت الحمايکی انگليس خارج گرديد. شيخ قطر بنام حامد بن خليف ال ثانی خوانده می شود.<BR>
دارای يک نوع حکومت موروثي است.<BR>
در آمد ناخالص قطر بالغ بر 125 بيليون دلار و در آمد سرانه هر خانواده بالغ بر 81466 دلار است. ( بالاترین درآمد سرانه در جهان)<BR>
<BR>
امارات متحده عربی:<BR>
شامل 7 شيخ نشين به نامهای : ابو ذبی، دوبی، شارجه، عجمان، فجيره، راس الخيمه و ام القوين می گردد.<BR>
در سال 1971 پس از خروج انگلستان از خليج فارس، ظاهراٌ اين شيخ نشينها از تحت الحمايگی خارج شده و با تشکيل اتحاديه ای به يکديگر پيوستند. رئيس اين اتحاديه  شيخی است بنام زايد بن سلطان آل ثانی.<BR>
در آمد ناخالص اين فدراسيون بالغ بر 240 بيليون دلار و در آمد سرانه بالغ بر 18000 دلار است .<BR>
<BR>
                  در آمد ناخالص ایران 331 بیلیون دلار و در آمد سرانه بالغ بر 2300 دلار  است.<BR>
	<BR>
		امیر هوشنگ آریان پور<BR>
		تهیه شده در اندیشگاه ملی ایرانیان<BR>
		8 مه 2012<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7395&mi=21" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7395&mi=21</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7395&#38;mi=21</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7395&#38;mi=21</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:21 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[یادداشت اعتراض جبهه ملی ایران به موسسه گوگل]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7394&#38;mi=9</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>یادداشت اعتراض جبهه ملی ایران به موسسه گوگل</b><p>17 اردیبهشت 1391<p>یادداشت اعتراض جبهه ملی ایران به موسسه گوگل<BR>
 <img src="http://www.jminews.com/images/albums/jmlogo.gif" border="" align="right" width=119" vspace="2" hspace="5"><BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
 نبود حاکمیت ملی و ضعف حاکمیت اسلامی در دفاع از منافع ملی ایران ٬ سبب آن شده است که میهن عزیزمان از هر سو مورد تهدید و تعرض قرار گیرد . امروز بازهم موسسه دیگری ٬ تاریخ سرزمین ما را تحریف میکند.بر خلاف صدها نقشه و سند در موزه های دنیا و هزاران نوشته و مدرک در کتابخانه های جهان ٬موسسه گوگل بر اثر فشار دلارهای عربی و یا جهالت محض ٬ نام خلیج فارس را از روی نقشه خود حذف کرده است  .جبهه ملی ایران در آمریکا به این گستاخی به تاریخ جهان و میراث فرهنگی کشور بزرگ ایران اعتراض میکند و خواستار تصحیح فوری این اشتباه بزرگ و استفاده از نام و اقعی و همیشگی "خلیج فارس" برروی نقشه گوگل همانند دیگر نقشه های معتبر در جهان میباشد. <BR>
از هممیهنان عزیز تقاصا داریم اعتراض خود را به این اجحاف تاریخی با تظاهرات ٬ارسال نامه و یا به هر صورت که میتوانند اعلام فرمایند.<BR>
<BR>
جبهه ملی ایران (آمریکا) <BR>
www.jebhe.net<BR>
17 اردیبهشت 1391<BR>
<BR>
اعضا و هواداران;<BR>
<BR>
واشنگتن: امير آزادی ، حسين آيتی ، مهدی مدنی، علی مدنی  ، امير هوشنگ آريان پور ، داريوش ايزدی ، حسن بوشهری ، عباس صيرفی٬ اردشير لطفعليان، طلا مينايی ، مهین عبدالله زاده ٬يوسف عبدالله زاده ، اسمائيل مير مظفری، حسين معبوديان,مرتضی انواری٬ هرمز چمن آرا  ،خسرو رازقی ، مهدی جلالی ، علی ضرابی، فروزان فرنوش ٬احمد کاظمی موسوی ، علی تهرانی ، رضا قاسميان  <BR>
<BR>
<BR>
 شمال کالیفرنیا :  منوچهر قنبری ، بهمن فرقانی٬ناصر رستگار نژاد٬ پريچهر پروهان ،  محمود علومی ٬تقی سنمار  ، ايرج جوادی ، محسن معصومی ، اسدثابت پور ٬ناصر پل ، حسين جوادی٬ خسرو قدیری  ، حسن لباسچی، امير جلالپور ، کمال آذری ٬غلامرضا مهاجری نژاد ، آرش مهاجری نژاد <BR>
<BR>
 جنوب کالیفرنیا:یحیی آل آقا٬سیامک يزدی زاده ،عطا عبدالله زاده ، سخاوت عليزاده ، علی غضنفری ،محمد وزين , احمد مصباح ، امير نجات ، فرخ نقابت ,زری دوها ،علی حازمی <BR>
<BR>
 بوستون:بيژن مهر٬احمد طباطبایی٬جواد ولی زاده٬ونوس طباطبایی٬ احمد صمدی٬مژده کهن لو,مجید باهری<BR>
<BR>
جنوب فلوریدا :محمد محبوب٬فرزین بستجانی٫حمید صدر الاشراف <BR>
<BR>
تگزاس: حسین رازی <BR>
<BR>
<BR>
INF protest letter to Googel <BR>
<BR>
It is astonishing to note the ignorance of Google Site Administrators with regard to the facts and history of our civilizations on the planet Earth! Throughout the history of mankind, as recorded in all authentic documents in different world libraries, museums and archives, the gulf which is separating Iran from the Arabian Peninsula is called Persian Gulf, and nothing else. <BR>
It is not the political choice or taste of a superpower, depending on the mood of the day or time, to distort or rename the facts of history. Iran National Frontّ (INF), which is struggling for peace, implementation of human rights and democracy in Iran since 1948 , strongly condemns the misrepresentation of Iranian people, or their cultural heritage in omiting the name Persian Gulf from Google map or any manner of this kind . <BR>
<BR>
Iran National Front-Abroad-US Setion <BR>
www.jminews.com<BR>
<BR>
Members and supporters of the National Front of Iran (America )<BR>
<BR>
 Washington: A. azadi,  Hussain Ayati , M. Madani, Ali Madani, Amir Houshang Aryanpour, D. Izadi, H. Bushehri, Abbas Syrfy, Ardeshir Lotflyian, Tala Minaei, Mahin Abdullah Zadeh, Yusuf Abdullah Zadeh, Mir Esmaili Mozaffari, H. Mbodyan, J. Beheshti, Amir Jalalpour, Morteza Anvari, Hormoz  chaman ara, Khosrow Razeghi, Mehdi Jalali, Ali Zarrabi, F. Farnoosh, R. Ghasemian<BR>
<BR>
<BR>
  Northern California: Kamal Azari, GH Mohajerinejad, Arash Mohajerinejad, Bahman Forghani, N. Rastegar-Nejad, Parichehr Parvahan, Mahmoud Olomi, San Mar Taqi, Ali Tehrani, Iraj Javadi, Hazem Ali, Ahmad Kazemi, Mousavi, M. Massoumi, Asdsabt Poor, N. Paul, H. Javadi, Khosrow Ghadiri, Zari Doha, M. Ghanbari, H. Lebaschy<BR>
<BR>
  Southern California: Yahya Al-Agha, Siamak Yazdi Zadeh, Ata  Abdullah Zadeh, S.Alizadeh, Ali Ghazanfari, Mohammad Vazin, Ahmad <BR>
Mesbah, Amir Nejat, Farrokh Neqabt<BR>
<BR>
 ,Boston: B. Mehr, Ahmad Tabatabaei, Javad Valizadeh,M.Baheri , Venus Tabatabai, A. Samadi, Mojdeh Kohan Lou<BR>
<BR>
 South Florida: Mohammad Mahboob, Farzin Bostjany. Hamid Sadr Alashraf<BR>
<BR>
 Texas: Hossein Razi<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7394&mi=9" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7394&mi=9</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7394&#38;mi=9</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7394&#38;mi=9</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:20 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[جبهه جمهوریخواهان مستقل و آزادی‌خواه ایران/فرهنگ قاسمی]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7393&#38;mi=3</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>جبهه جمهوریخواهان مستقل و آزادی‌خواه ایران/فرهنگ قاسمی</b><p>17 اردیبهشت 1391<p>جبهه جمهوریخواهان مستقل و آزادی‌خواه ایران<BR>
<BR>
فرهنگ قاسمی<BR>
<BR>
بخش یکم<BR>
<BR>
فقط درسال های اخیر نیست که بسیاری از سازمان‌های ایرانی مخالف جمهوری اسلامی به ضرورت همبستگی مخالفان رژیم اعتقاد پیدا کرده اند و برای این همکاری‌ها برنامه‌هایی ارائه نموده، گام های مثبتی  نیز برداشته اند ولی متاسفانه راه به جائی نبرده اند. اگرچه در اندیشه ایجاد آلترناتیو بوده اند اما هنوز بدان دست نیافته اند. متأسفانه همیشه برخی برای دستیابی به آلترناتیو، راه و روش‌هایی را انتخاب ‌کرده اند که یا به دامن قدرت‌های بیگانه ‌افتاده اند و یا  آن را در چارچوب حاکمیت جمهوری اسلامی جستجو ‌کرده اند و تن به ذلت  قانون اساسی آن و ولایت فقیه ‌ داده اند. در عرض این سی و اندی سال دیدیم  که این هر دو راه اشتباه محض بودند؛ زیرا نه با توسل به قدرت خارجی می‌شود مستقل عمل کرد و نه از آن امام وامام زاده هایش معجزه‌ای بر خواهد برخاست. بلکه اپوزیسیون تنها باید با اتکا به نیروی فعال سازنده خود و با همبستگی ملی جمهوریخواهان مستقل و آزادی‌خواه این کار را به ثمر برساند و بداند اگر درست عمل کند اعتماد مردم را جلب خواهد نمود.<BR>
<BR>
در وضعیت اجتماعی امروز جامعه ما برای این تلاش دو مسئله مهم را باید درمد نظر قرار داد. از یک سوی ما جامعه‌ای به اندازه کافی متحزب نداریم که در آن احزاب بتوانند نقش تعیین ‌کننده بازی کنند، و از سوی دیگر در همین جامعه افراد غیر تشکیلاتی وعلاقمند به فعالیت سیاسی کم نیستند؛ کسانیکه حاضرند فارغ از ملاحظات عقیدتی و مذهبی و فرهنگی و قومی برای رها ساختن ایران از شرایط کنونی وارد عمل شوند. به‌عبارت ‌دیگر درجامعه ما هم احزاب و سازمان‌ها و انجمن‌های سیاسی و مدنی وجود دارند و هم افراد. با توجه به این ملاحظه شاید مناسب باشد که تشکیلات این تلاش شکلی از یک جبهه فراگیر باشد که بتواند هم افراد غیر متحزب اما فعال و هم سازمان‌های سیاسی و انجمن‌های گوناگون اجتماعی و حقوق بشری را در درون خود جای دهد.<BR>
<BR>
 بیهوده نیست که بشریت همواره از آزادی سخن گفته است و از این اصل مهم دفاع کرده است؛ آزادی در هر جامعه‌ای به ویژه در جامعه استبداد زده ما اصل، وانتخابات آزاد وسیله‌ای برای به قدرت رسیدن حاکمیت ملت است. بنابراین تمامی مبارزات ما باید معطوف به دفاع از آزادی‌ها و کلیه شرایط لازم برای تحقق انتخابات آزاد باشد. مبارزه برای این شرایط به‌معنای سرنگونی جمهوری اسلامی و تمام ساز و کارهایش در حاکمیت موجود است و در حالی که شعار دادن در مورد آزادی انتخابات بدون پافشاری بر مطالبه این شرایط مفهومی غیر از مصالحه با حاکمیت جمهوری اسلامی و جستجوی راه‌ حل از درون رژیم که غالباً پرهزینه و بی‌ثمر است نخواهد داشت. اگر این شرایط به وجود آید و استمرار پیدا کند هیچ قدرتی به هیچ بهانه‌ای نخواهد توانست خود را به مردم تحمیل کند.<BR>
<BR>
نقش آقای رضا پهلوی در تحول سیاسی ایران <BR>
<BR>
نمی‌توان سخن از ایجاد قدرت جانشین در شرایط استقرار آزادی کرد و به امر طرفداران پادشاهی در ایران نپرداخت؛ حداقل نویسنده این سطور در نوشته‌هایش همواره به این موضوع نظر داشته است. مقدمتا باید بگویم که برخورد من با مسئله پادشاهی در ایران به هیچوجه شخصی نیست و من با آقای رضا پهلوی هیچ خصومت شخصی ندارم به باور من در یک نگاه گسترده و وسیع به عناصر تشکیل دهنده مخالف جمهوری اسلامی ایران، پاره‌ای موارد مثل کوشش او برای به دادگاه کشیدن خامنه‌ای تأیید پذیر و پاره‌ای دیگر مثل کمک خواستن و تقاضای همکاری از اسرائیل و آمریکا و یا هر قدرت خارجی دیگر مردود است. اما او را از این جهت مخاطب قرار می‌دهم که رهبری طرفداران پادشاهی در دست دارد و چون رهبری او جنبه انتخابی ندارد و انتصابی بوده و بیشتر به مناسبت رابطه خانوادگی می‌باشد از نظر من این نوع رهبری در ذات خود با حاکمیت ملت مباینت دارد. علاوه بر این، در این سی سال گذشته فعالیت سیاسی آقای رضا پهلوی از تداوم و سرسختی لازم و کافی برخوردار نبوده است که او بتواند اعتبار رهبری عملی قدرت جانشین جمهوری اسلامی ایران را کسب کرده باشد. مع الوصف اگر قرار باشد رژیم سلطنتی در ایران روی کار آید از آنجا  که برای سلطنت رقابتی وجود ندارد، همواره این خطر وجود دارد که  او بدون کوچک ‌ترین رقابتی، شانس پادشاه شدن را خواهد داشته باشد. نباید فراموش کرد که در اثر روی کار آمدن رژیم پادشاهی یکی از ستون‌های حاکمیت ملت یعنی حق آزادی مردم درانتخاب رهبری از بین خواهد رفت. بی‌تردید عده‌ای هستند که ادعا خواهد کرد که پادشاه در اداره مملکت مشارکت نخواهد کرد و این کار را به دولت  و وزیران خود خواهد سپرد. این گونه  تحلیل‌های در شرایط اجتماعی امروز و تاریخ ایران به دوردست واقعیت است کسانی ‌که او را به بازگشت رژیم پادشاهی در ایران تشویق و ترغیب می‌کنند بی‌تردید سر دوستی با او ندارند.<BR>
<BR>
فراموش نکنیم که ما در تمامی تاریخ شاهنشاهی ایران فقط یک کورش داشته‌ایم که به درستی از حقوق انسان‌ها سخن می‌گوید و یک کریمخان زند داشتیم که با تدبیری شایان توجه خود را وکیل الرعایا و نه شاه نام نهاد. وانگهی، متأسفانه درهمین تاریخ ایران به ندرت می‌توان پادشاهی را جست‌ که عاقبت به خیر شده باشد... اگر رضا خان سردار سپه به پست رئیس الوزرایی اکتفا یا اعلان جمهوری می‌کرد، شاید آینده ایران به شکل دیگری رقم می‌خورد و عاقبت کارش و همین‌طور، عاقبت کار محمدرضا شاه پهلوی به آن جا نمی ‌رسید که رسید.<BR>
<BR>
متأسفانه در جامعه ما تاکنون نقش سلطنت چنین بوده است و علت آن هم کمبود فرهنگ دموکراسی و آزادی خواهی باید بوده باشد. اگر در تاریخ ایران حاکمیت مبتنی بر سلطنت به رشد دموکراسی و آزادی‌خواهی کمک نکرده است شاید به این علت باشد که حکومت موروثی در ذات خود تبعیض گرا است و تاروپود فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه ما طوری رقم خورده است که استبداد طلب است. پس نباید در انتظار معجزه بود، بلکه باید کوشید ابزار و امکاناتی که مشارکت مردم را درتعیین سرنوشت خودشان فراهم می‌کنند افزایش داد که عمده‌ترین آن‌ها آزادی انتخابات با قبول اصل بدیل گرایی است.<BR>
<BR>
 ما در اینجا نسبت به دموکرات‌ و آزادی‌خواه بودن آقای رضا پهلوی قضاوت نمی‌کنیم. اما اگر فرض را بر این بگذاریم که او آزادی خواهی و دموکرات باشد، ضوابط و روابط و سازوکارهای قدرت به ویژه سنت پادشاهی در ایران و موقعیت کشور ما در منطقه و در جهان طوری است که او تبدیل به تصمیم گیرنده تنها خواهد شد. پس چاره ای غیر از اطاعت از قدرت‌های بزرگ و وابستگی به آن‌ها نخواهد داشت، پس آزادی و استقلال و دموکراسی مرتباً زیر فشار و خطر از بین رفتن قرار خواهند گرفت. تنها چاره نیفتادن در این تله سهمگین وابستگی، بدیل گرایی در رهبری کل جامعه می‌باشد به شکلی که مردم بتوانند با بهره‌گیری از تمامی آزادی‌های لازم برای برگزاری یک انتخابات آزاد و عادلانه وارد عمل شوند و افراد مورد نظر خود را برای مدتی معین و مشخص انتخاب کنند.<BR>
<BR>
اگر قصد آزادیخواهی و کمک به رشد آزادی در ایران و بنا نهادن اصل حق و مسئولیت انسان‌ها در جامعه ایرانی است آیا بهتر نیست آقای رضا پهلوی مسیری را طی نکند که اشتباه بودنش در گذشته ثابت شده است؟ اگر قصد شاهزاده خدمت  به ایران و مردم ایران است بایستی بپذیرد که تحول عظیم گذار از شاهنشاهی به جمهوریت یک تحول اجتماعی و سیاسی و فرهنگی برای جامعه ما محسوب می‌شود. تغییر نظام از شاهنشاهی به جمهوری در اثر جانفشانی ها و فداکاری‌های مردم و روشنفکران سرزمین ما برای دست یافتن به یک نظامی جمهوری مبتنی بر دموکراسی و آزادی و استقلال بود که متأسفانه به کژراهه رفت و به حاکمیت دین و مذهب مبدل شد. نظامی اسلامی حاکم بر ایران نظامی است  که تمامی اصول جمهوریت را زیر پا گذارده رفتار و کردار او دال بر بی‌ارزش بودن نظام جمهوری و بازگشت به سلطنت نمی‌تواند باشد. این امر تنها شامل میهن ما نمی‌باشد بلکه غالب جوامع در این رهگذرهای رشد و تحول هزینه‌های بسیار کلان پرداخته اند میهن ما از این امر مستثنی نیست و شور بختانه شاید میهن ما مجبور بشود برای حفظ این تحول اجتماعی بیش از این‌ها تحمل خسارت و بدبختی بکند.<BR>
<BR>
اگر کمی انصاف داشته باشیم باید بپذیریم که رژیم پادشاهی در ایران از بین رفت است‌ و رژیم جمهوری اسلامی سال‌های آخر عمر خود را می‌گذراند و امروز ما در دوران تحول اجتماعی و فرهنگی سیاسی تازه ای یعنی در مرحله گذار از حاکمیت مذهب و دین به حاکمیت ملت هستیم  تنها همراهی شفاف آقای رضا پهلوی با جمهوری‌خواهان و دفاع او از جمهوریت می‌تواند یکی از شکاف‌های موجود بین اپوزیسیون را از بین ببرد و به پیروزی مردم ایران کمک کند. این موضع‌گیری اگر انجام شود حسن نیت او را در خدمتگزاری به این تحول اجتماعی نشان خواهد داد و بدون شک بسیار مورد توجه مردم ایران و اپوزیسیون اعم از اپوزیسیون فعال یا اپوزیسیون غیرفعال، در داخل و خارج از کشور قرار خواهد گرفت و او در میان مخالفین رژیم جمهوری اسلامی ارج و منزلتی خواهد یافت که شایسته یک انسان آزاد و معتقد به حقوق بشر و طرفدار جدایی دین و دولت است.<BR>
<BR>
تنها در اثر چنین شرایطی است که آقای رضای پهلوی احتمالاًمی‌تواند کمک شایسته‌ای به رشد و تحول جامعه کرده و در امر بدست آوردن آزادی و استقلال و حفظ تمامیت ارضی ایران و احترام به حقوق بشر و رعایت لائیسیته و سکولاریسم و باز گرداندن حقوق مردم ایران به آنان  مفید واقع شود. در این صورت هم او زندگی مثمرثمری خواهد داشت و هم ملت ایران در راه رشدی شرافتمندانه گام خواهد برداشت و هم جوانان میهن ما از جمله فرزندان آقای رضا پهلوی در اقصی نقاط دنیا پراکنده و در بدر نخواهند شد.<BR>
<BR>
بخشی از جمهوری‌خواهان ایران اخیراً سندی را تحت عنوان پیمان همبستگی ملی جمهوریخواهان برای استقرار و استمرار آزادی و دموکراسی در ایران انتشار داده اند امضاکنندگان این پیمان کوشش دارند گام‌های مثبتی را در راه همبستگی جمهوریخواهان مستقل ایران بردارند و به امر تشکیل یک آلترناتیو جمهوریخواه مستقل و آزادی‌خواه کمک کنند ما در بخش دوم این‌نوشته کوشش خواهیم کرد در مورد نقش جمهوری‌خواهان مستقل و آزادی‌خواه در ایجاد دموکراسی و حاکمیت ملت در ایران پیشنهاداتی را به جامعه اپوزیسیون جمهوری‌خواه سکولار و لائیک و دموکرات ارائه دهیم  .<BR>
<BR>
ادامه دارد...<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7393&mi=3" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7393&mi=3</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7393&#38;mi=3</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7393&#38;mi=3</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:19 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[بی لیاقتی حکومت مرکزی و قوم گرایی  /مجید اینانلو]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7391&#38;mi=16</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>بی لیاقتی حکومت مرکزی و قوم گرایی  /مجید اینانلو</b><p>16 اردیبهشت 1391<p>بی لیاقتی حکومت مرکزی و قوم گرایی  <BR>
 <BR>
05-05-2012<BR>
قوم گرایی و یا تاکید بر نژاد برتر و سر دادن آوای جدایی و استقلال طلبی دیر زمانی است که در بین اقوام ایرانی شایع شده و تاکنون نیز به نحو فزاینده ای ادامه داشته . اما خوب است با گذری اجمالی بر این پروسه به علل و ریشه های این تفکر خطرناک بیندازیم  <BR>
قوم گرایی و یا تاکید بر نژاد برتر و سر دادن آوای جدایی و استقلال طلبی دیر زمانی است که در بین اقوام ایرانی شایع شده و تاکنون نیز به نحو فزاینده ای ادامه داشته . اما خوب است با گذری اجمالی بر این پروسه به علل و ریشه های این تفکر خطرناک بیندازیم . شاید در قدم اول باید خودمان را در این زمینه مقصر خطاب کنیم که با دامن زدن به بعضی از اختلافات فرهنگی و قومیتی و تبدیل این تفاوتها به جوک و دستمایه های طنز و خنده موجبات این دوری و تفرقه ها را به وجود آورده ایم . آخر به چه حقی فرهنگ غنی ترک زبانان ایران زمین را یا تساهل و تسامح بجا و در خور ستایش شمالیهای خونگرم و یا همت و پشتکار مثالزدنی اهالی مهربان جنوب ایران را به سوژه های پست و حقیرانه برای طنز مزاح و سبک سری تبدیل کنیم . آیا تمام مواردی که به نحوی در ادبیات نازل و سخیف بعضی ها تبدیل به جوک و دستمایه های خنده میگردد در بین اهالی فارس زبان یا حتی ملل و کشورهای دیگر با شدت و ضعف بیشتری جریان ندارد؟ پس از چه روی باید با انگشت گذاردن غیر اصولی بر این موارد پایه گذار و زمینه ساز دوری و جدایی اقوام ایرانی از یکدیگر شویم البته بحث و ریشه یابی در این مقوله نیاز به زمان و حوصله نوشتاری و تحقیقی بیشتری دارد . که به علت ذیق وقت سعی میشود به مورد دیگری که موجب این مسئله شده ( جدایی اقوام ایرانی از یکدیگر ) بپردازیم . شاید این مورد از نظر خیلی ها مهمترین علت و مسبب اینگونه تفکرات شناخته شود و آن چیزی نیست جز بی لیاقتی و ضعف و قصور مدیریتی حکومت مرکزی که این مسئله به بدنه و ایدئولوژی کلان سیاسی و اقتصادی داخلی و خارجی حکومت برمیگردد . همچنین به نوع برخورد و نگاه حاکمیت به بخشها و استانهای غیر مرکزی و اقوام ایرانی با زبانها و فرهنگهای غیر فارسی . براستی اگر به جای این حکمت دینی و تک بعدی جمهوری اسلامی که با سیاستهای غلط و نابجای خود هم ایران را به سوی یک جنگ داخلی رهنمون میسازد و احتمال یک حمله نظامی و جنگ ناخواسته را از طرف قدرتهای بزرگ جهانی پر رنگ میکند . و از طرفی با اصرار به مبانی فکری و عقیدتی خود و همچنین نقض گسترده حقوق بشر و آزادیهای فردی و اجتماعی و از سوی دیگر حمایت معنوی و لجستیکی از تروریسم جهانی و مصر بودن بر ادامه و پیگیری سیاستهای غلط اتمی و ساخت سلاحهای کشتار جمعی که زمینه ساز اعمال تحریمهای سنگین سیاسی و اقتصادی جهانی بر علیه ایران شده اند که حاصل این تحریمها در وهله اول بر دوش مردم ایران سنگینی میکند و در نتیجه باعث به وجود آمدن و پررنگ تر شدن تفکرات جدایی طلبانه در بین اقوام ایران زمین میشود . اگر براستی بجای این حکومت یک نظام مردم سالار و دمکراتیک با نگاهی برابر به تمام اقوام ایرانی و همچنین مطلوب و شایسته از نگاه جهانی و دیپلماتیک بود آیا باز هم اینگونه عقاید و تفکرات جایی در بین مردم ایران داشت پس چه خوب است قبل از هرگونه پیش داوری و قضاوت در این مقوله سعی کنیم ریشه یابی دقیق تر و موشکافانه تری به این بحث داشته باشیم . باشد که بتوانیم کمکی هر چند کوچک در اعتلای نام ایران و ایرانی داشته باشیم <BR>
مجید اینانلو – قبرس<BR>
 <BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7391&mi=16" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7391&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7391&#38;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7391&#38;mi=16</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:18 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[برنامه تلوزیون مردم درباره تکذیب مذاکره جبهه ملی ایران با رضا پهلوی]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7390&#38;mi=41</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>برنامه تلوزیون مردم درباره تکذیب مذاکره جبهه ملی ایران با رضا پهلوی</b><p>13 اردیبهشت 1391<p><object style="height: 390px; width: 640px"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/WcHSvFn2c98?version=3&feature=player_detailpage"><param name="allowFullScreen" value="true"><param name="allowScriptAccess" value="always"><embed src="http://www.youtube.com/v/WcHSvFn2c98?version=3&feature=player_detailpage" type="application/x-shockwave-flash" allowfullscreen="true" allowScriptAccess="always" width="640" height="360"></object><BR>
<BR>
<BR>
 <img src="http://www.jminews.com/images/albums/jmlogo.gif" border="0" align="right" width="125"><BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
هممیهنان عزیز <BR>
<BR>
<BR>
اخیرا یک نامه الکترونیکی مبنی بر مذاکره جبهه ملی ایران با آقای رضا پهلوی با امضای حسن لباسچی, سخنگوی پیشین جبهه ملی در ایران ,بطور وسیع در فضای مجازی پخش گردیده است.بدینوسیله به آگاهی میرساند:<BR>
۱.جبهه ملی ایران در آمریکا و ایران نه تنها هیچگونه مذاکره ای با آقای رضا پهلوی و نزدیکان ایشان نداشته است بلکه نسبت به شرکت در چنین مذاکراتی به چند تن از هواداران جبهه ملی در اروپا به دلیل آماده نبودن زمان و فضای مناسب  هشدار داده بود.<BR>
۲. جبهه ملی ایران ناخشنودی خود را از افراد غیر مسئولی که با پخش  چنین شایعاتی به دنبال کسب مشروعیت برای خود از اعتبار جبهه ملی ایران و بخصوص  فعالان داخل کشور هستند ٬ابراز میدارد و صداقت و شفافیت را شرط هرگونه مذاکره و ائتلاف میداند.<BR>
۳.بار دیگر به آگاهی میرساند که هیچگونه رابطه تشکیلانی بین جبهه ملی در ایران و سازمانهای خارج از کشور تحت نام جبهه ملی ایران وجود ندارد.<BR>
<BR>
حسن لباسچی<BR>
جبهه ملی ایران-آمریکا<BR>
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۱<BR>
www.jebhe.net<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7390&mi=41" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7390&mi=41</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7390&#38;mi=41</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7390&#38;mi=41</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:17 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[به مناسبت بزرگداشت روز معلم ( 12 اردیبهشت)/بیانیه جبهه ملی ایران – آلمان]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7389&#38;mi=26</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>به مناسبت بزرگداشت روز معلم ( 12 اردیبهشت)/بیانیه جبهه ملی ایران – آلمان</b><p>12 اردیبهشت 1391<p>بیانیه جبهه ملی ایران – آلمان<BR>
به مناسبت بزرگداشت روز معلم ( 12 اردیبهشت)<BR>
 <img src="http://i30.tinypic.com/wssqde.gif" border="0" align="left" width="125"><BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
هموطنان ارجمند !<BR>
به پاس از مقام تلاشگران در عرصه آموزش علم و دانش ، پنجم اکتبر روز جهانی معلم نام گذاری شده است که هر سال در چنین روزی از مقام شامخ معلمان قدردانی میشود. در کشور ما ایران روز معلم 12 اردیبهشت  ماه است یعنی روزی که دکتر خانعلی در میدان بهارستان تهران مورد هدف گلوله قرار گرفت و به قتل رسید. <BR>
در طی دوران نخست‌ وزیری شریف‌امامی ، معلمان ایران با تشکیل باشگاه مهرگان، در پی اعتصاباتی با هدف افزایش حقوقشان، روز 12 اردیبهشت 1340 در میدان بهارستان تهران تحصن کردند.ماموران با پاشیدن آب روی معلمان کوشش کردند که تحصن را بشکنند. چنانکه گفته شد معلم جوان 29 ساله شادروان ابولحسن خانعلی از این کار ماموران ممانعت بعمل میآورد که در نتیجه تیراندازی به ناحیه سر به قتل میرسد. <BR>
یک هفته بعد از این واقعه عمدی و دلخراش نخست وزیر وقت ، شریف امامی استعفا و دکتر علی امینی جانشین وی میشود. دکتر امینی با انتخاب شادروان محمد درخشش در سمت وزیر فرهنگ کوشش کرد که به خواست های معلمان و دبیران کشور ترتیب اثر داده شود. معلمین در تجمع بزرگ دیگری در 18 اردیبهشت همان سال (1340 ) با صدور قطعنامه‌ای روز 12 اردیبهشت را به یادبود پیروزی اعتصاب موفقیت‌آمیز خویش و مهمتر روز قتل ابوالحسن خانعلی را به عنوان روز معلم اعلام داشتند. منجمله مقررگردید که هرسال در این روز  مدارس و مؤسسات فرهنگی در سراسر کشور تعطیل شود.<BR>
هموطنان ارجمند جبهه ملی ایران – آلمان ضمن بزرگداشت این روزتاریخی. روز معلم (دوازدهم اردیبهشت ) را به تمامی معلمان در سراسر کشور تبریک و تهنیت می گوید و با قدردانی از زحمات بسیار و گرانقدر معلمان کشور که عمر خود را با فداکاری جهت پرورش نسلهای آینده مصرف می کنند. برازنده و شایسته است که جامعه در رفع مشکلات این قشر فداکار و زحمت کش اقدام نماید.<BR>
پاینده ایران<BR>
روابط عمومی جبهه ملی ایران – آلمان<BR>
سه شنبه اردیبهشت 1391<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7389&mi=26" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7389&mi=26</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7389&#38;mi=26</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7389&#38;mi=26</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:16 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[تکذیب مذاکرات جبهه ملی ایران با آقای رضا پهلوی و نزدیکان ایشان]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7388&#38;mi=9</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>تکذیب مذاکرات جبهه ملی ایران با آقای رضا پهلوی و نزدیکان ایشان</b><p>10 اردیبهشت 1391<p> <img src="http://www.jminews.com/images/albums/jmlogo.gif" border="0" align="right" width="125"><BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
هممیهنان عزیز <BR>
<BR>
<BR>
اخیرا یک نامه الکترونیکی مبنی بر مذاکره جبهه ملی ایران با آقای رضا پهلوی با امضای حسن لباسچی, سخنگوی پیشین جبهه ملی در ایران ,بطور وسیع در فضای مجازی پخش گردیده است.بدینوسیله به آگاهی میرساند:<BR>
۱.جبهه ملی ایران در آمریکا و ایران نه تنها هیچگونه مذاکره ای با آقای رضا پهلوی و نزدیکان ایشان نداشته است بلکه نسبت به شرکت در چنین مذاکراتی به چند تن از هواداران جبهه ملی در اروپا به دلیل آماده نبودن زمان و فضای مناسب  هشدار داده بود.<BR>
۲. جبهه ملی ایران ناخشنودی خود را از افراد غیر مسئولی که با پخش  چنین شایعاتی به دنبال کسب مشروعیت برای خود از اعتبار جبهه ملی ایران و بخصوص  فعالان داخل کشور هستند ٬ابراز میدارد و صداقت و شفافیت را شرط هرگونه مذاکره و ائتلاف میداند.<BR>
۳.بار دیگر به آگاهی میرساند که هیچگونه رابطه تشکیلانی بین جبهه ملی در ایران و سازمانهای خارج از کشور تحت نام جبهه ملی ایران وجود ندارد.<BR>
<BR>
حسن لباسچی<BR>
جبهه ملی ایران-آمریکا<BR>
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۱<BR>
www.jebhe.net<BR>
<BR>
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~<BR>
<object style="height: 390px; width: 640px"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/WcHSvFn2c98?version=3&feature=player_detailpage"><param name="allowFullScreen" value="true"><param name="allowScriptAccess" value="always"><embed src="http://www.youtube.com/v/WcHSvFn2c98?version=3&feature=player_detailpage" type="application/x-shockwave-flash" allowfullscreen="true" allowScriptAccess="always" width="640" height="360"></object><p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7388&mi=9" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7388&mi=9</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7388&#38;mi=9</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7388&#38;mi=9</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:15 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[دستگیری محمد علی دادخواه مدافع حقوق زندانیان سیاسی]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7387&#38;mi=39</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>دستگیری محمد علی دادخواه مدافع حقوق زندانیان سیاسی</b><p>10 اردیبهشت 1391<p>دستگیری محمد علی دادخواه مدافع حقوق زندانیان سیاسی<BR>
صبح روز یکشنبه (۱۰ اردیبهشت / ۲۹ آوریل) محمد علی دادخواه، حقوق‌دان و مدافع حقوق زندانیان سیاسی، هنگامی که در شعبۀ ۱۵ برای دفاع از موکلش، زندانی سیاسی ارژنگ داودی، حاضر شده بود دستگیر شد.<BR>
<BR>
قاضی صلواتی، رئیس شعبۀ ۱۵ دادگاه انقلاب که معروف به قاضی مرگ است، قبل از شروع جلسه دادگاه دستور دستگیری آقای دادخواه را صادر کرد.<BR>
<BR>
در حال حاضر چندین حقوق‌دانان و مدافع حقوق زندانیان سیاسی به دلیل دفاع از موکلان‌شان در زندان‌ به‌سر می‌برند. از جمله این افراد خانم نسرین ستوده، محمد سیف زاده و نرگس محمدی هستند.<BR>
<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7387&mi=39" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7387&mi=39</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7387&#38;mi=39</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7387&#38;mi=39</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:14 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[جمهوری اسلامی 200 خانه و 3 هزار مدرسه در عراق می‌سازد]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7386&#38;mi=16</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>جمهوری اسلامی 200 خانه و 3 هزار مدرسه در عراق می‌سازد</b><p>10 اردیبهشت 1391<p>جمهوری اسلامی 200 خانه و 3 هزار مدرسه در عراق می‌سازد<BR>
<BR>
به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، محمدرضا رحیمی دقایقی پیش در افتتاحیه نمایشگاه توانمندی‌های تولیدی، صادراتی و خدمات فنی مهندسی استان خوزستان در منطقه آزاد اروند اظهار کرد: ایران و عراق در واقع دو پارچه یک سیب سرخ هستند که به واسطه شیطنت دشمنان سال‌ها جدا از یکدیگر زیست کردند و یک معجزه دوباره آنها را به هم متصل کرد.<BR>
 <BR>
استاندار خوزستان برای همکاری با برادران عراقی تام الاختیار است<BR>
 <BR>
 معاون اول احمدی نژاد در ادامه از تام الاختیار بودن استاندار خوزستان برای همکاری هر چه بیشتر با استان‌های همجوار عراقی گفت و تصریح کرد: این تصمیم را اتخاذ کردیم تا استانداری خوزستان بدون وجود موانع در راه توسعه گام برداشته و نگران مجوزها نباشد.<BR>
 <BR>
وی در همین خصوص اضافه کرد: این انتظار را داریم که دولت عراق نیز در این مورد همکاری لازم را با ایران داشته باشد.<BR>
 <BR>
 رحیمی با اشاره به توافقات صورت گرفته در سفر اخیر نوری المالکی به کشور، افزود: 200 واحد مسکونی و 3 هزار باب مدرسه در عراق ساخته می‌شود که علی نیکزاد، وزیر راه و شهرسازی به زودی برای انعقاد این قرارداد به عراق سفر می‌کند.<BR>
 <BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7386&mi=16" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7386&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7386&#38;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7386&#38;mi=16</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:13 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[ کتاب "تاریخ اجتماعی سینمای ایران" منتشر شد]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7385&#38;mi=35</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b> کتاب "تاریخ اجتماعی سینمای ایران" منتشر شد</b><p>10 اردیبهشت 1391<p><BR>
پست و بلند سینمای ایران در بستر تحولات اجتماعی<BR>
<BR>
<BR>
<img src="http://www.dw.de/image/0,,15904127_402,00.jpg" border="0" align="left" width="220"> کتاب "تاریخ اجتماعی سینمای ایران" پردامنه‌ترین پژوهشی است که تا امروز به زبان انگلیسی درباره‌ی سینمای ایران منتشر شده. این کتاب چهار جلدی روند رشد سینمای ایران را در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی بررسی می‌کند. <BR>
<BR>
<BR>
کتاب "تاریخ اجتماعی سینمای ایران" نوشته حمید نفیسی، کارشناس سینمای ایران و استاد مطالعات فرهنگی در آمریکا، زمینه‌ای گسترده دارد و بر بسیاری از روندهای اجتماعی و تحولات سیاسی در رابطه با سینما پرتو می‌افکند.<BR>
 کتاب در ۴ جلد به زبان انگلیسی تنظیم گشته و تا کنون دو جلد آن انتشار یافته است. قرار است که جلد سوم این کتاب در ماه مه و جلد چهارم در ماه اکتبر سال ۲۰۱۲ منتشر شود.<BR>
 <BR>
جلد اول: دوران پیشاصنعتی، از سال ۱۸۹۷ تا ۱۹۴۱<BR>
 جلد دوم: روند صنعتی شدن، از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۷۸<BR>
 جلد سوم: دوران اسلامی، از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۴<BR>
 جلد چهارم: سینمای ایران در روند جهانی‌شدن، از سال ۱۹۸۴ تا ۲۰۱۰<BR>
<BR>
 کتاب نفیسی کمابیش با سیر تاریخی جامعه ایران از آغاز قرن بیستم تا امروز پیش می‌رود، که مقاطع اصلی آن عبارتند از: بیداری جامعه و رشد اندیشه‌ی ترقی، گسترش آزادی‌خواهی و اعلام مشروطه، پایان حکومت قاجار و اعتلای حاکمیت رضا شاه، اشغال کشور در شهریور ۱۳۲۰ و آغاز زمام‌داری محمدرضا شاه پهلوی، کودتای ۲۸ مرداد و تحکیم استبداد شاهنشاهی، انقلاب ضدسلطنتی سال ۱۳۵۷ و روند تکوین "نظام اسلامی" تا امروز.<BR>
 <BR>
کتاب که پس از سه دهه تلاش و پژوهش به نگارش در آمده، رشد سینمای ایران را از سویی در رابطه با تحولات اجتماعی و سیاسی و از سوی دیگر در ارتباط متقابل با سایر مظاهر فرهنگ مدرن در روند پیشرفت تجدد بررسی می‌کند. در جلد اول کتاب، زمینه‌ی ورود فیلم به ایران و شرایط دشوار رشد آن تشریح شده است.<BR>
 <BR>
سینما همزاد مدرنیته<BR>
 <BR>
در پایان قرن نوزدهم در پیکر جامعه سنت‌زده‌ی ایران که از چند قرن پیش در رکود و خمودگی به سر می‌برد، شکاف‌هایی عمیق پدید آمد. مظاهر زندگی و ذهنیت مدرن، که خاستگاه آن غرب بود، به جامعه ایران راه یافت. شوق نوگرایی لایه‌های آگاه شهرنشین را فرا گرفت. در ميان فراورده‌های وارداتی، سینما بيش از هر پديده‌ی ديگری "روح عصر مدرن" را بازتاب می‌داد.<BR>
 <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
ورود سينما به ايران مصادف است با برخورد جامعه‌ی ايران با مدرنيته و "ثبت حقوقی" آن با صدور فرمان مشروطيت (۱۴ مرداد ۱۲۸۵). تصادفی نیست که سینما توسط يکی از پيروان آگاه نهضت مشروطه وارد ایران شد. یک سالی قبل از اعلام مشروطيت، روشنفکری به نام ميرزا ابراهيم خان صحاف‌باشی، يک "دستگاه ماشين سینماتوگراف" به کشور آورد و در سالنی کوچک در "خيابان چراغ گاز" تهران برای همگان فیلم نمایش داد.<BR>
 <BR>
اين نيز بس معنی‌دار است که اولين ضربه بر نهال نوپای سينما در ایران به دست مدافعان "مشروعه" فرود آمد که در برابر "مشروطه" قد علم کرده بودند.<BR>
 <BR>
به شيخ فضل‌الله نوری، مجتهد نامدار مخالف مشروطه، خبر رسيده بود که مردم پایتخت در سالنی تاریک به تماشای تصویر "زنان بی‌حجاب" می‌نشینند. شيخ بی‌درنگ دسته‌ی عوام را به طرف سینما راه انداخت. سالن سينما خراب شد و اموال صحاف‌باشی به يغما رفت؛ متشرعان او را نفی بلد کردند، تا چند سال بعد در غربت و اندوه درگذشت.<BR>
 <BR>
فعالیت صحاف‌باشی بیش از يک ماه دوام نداشت، اما او با عشق و فداکاری راه را باز کرده بود. پس از اعلام مشروطه به همت کسانی مانند مهدی خان روسی و اردشيرخان ارمنی سالن‌های بيشتری باز شد و مردم با سینما انس گرفتند.<BR>
 <BR>
پیش‌گامان تولید و نمایش فیلم در ایران<BR>
 <BR>
با استقرار حکومت پهلوی سینما پایگاهی محکم یافت. خانبابا معتضدی، که پس از آموختن فن فیلم در فرانسه، به ایران برگشته و به استخدام دربار رضاشاه در آمده بود، از وقایع جاری کشور ده‌ها فیلم خبری گرفت که بسیاری از آنها هنوز باقی هستند.<BR>
 <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
نخستین فیلم داستانی در ایران توسط یک ارمنی مهاجر روس تولید شد. اوانس اوگانیانس (یا اوهانیان) که در تهران برای آموزش پسران و دختران "پرورشگاه آرتيستی سينما" تأسیس کرده بود، در سال ۱۳۰۹ (برابر ۱۹۳۰ میلادی) فیلمی تولید و عرضه کرد به نام "آبی و رابی" که فیلمبرداری آن را خانبابا معتضدی انجام داد.<BR>
 <BR>
درونمایه‌ی این فیلم صامت ماجراهایی خنده‌دار بود. فیلم با این که کیفیت خوبی نداشت با استقبال شایسته‌ای روبرو شد.<BR>
 <BR>
فیلم بعدی اوهانیان اثری جنجالی بود به نام "حاجی آقا آکتور سینما" که در سال ۱۳۱۳ به نمایش در آمد اما فروش خوبی نداشت. این فیلم دقیقا سرنوشت سینما را به عنوان نماد زندگی مدرن در جامعه‌ای سنتی مطرح می‌کند و در واقع تلاشی است برای آشنا ساختن جامعه با ارزش‌های فرهنگی رسانه‌ی سینما.<BR>
 <BR>
عموما عبدالحسین سپنتا را پایه‌گذار واقعی سینمای ایران می‌دانند، با این که بیشتر فعالیت سینمایی او در هندوستان بود. سپنتا اولین فیلم ناطق را با ذهنیت ایرانی و به زبان فارسی به نام "دختر لر" (۱۳۱۲) تهیه کرد.<BR>
 <BR>
سپنتا که به فرهنگ و ادبیات ایران عشق می‌ورزید، پس از "دختر لر" چهار فيلم دیگر در هندوستان ساخت: "فردوسی"، "شيرين و فرهاد" (۱۳۱۳)، "چشم‌های سياه" (۱۳۱۵) و "ليلی و مجنون" (۱۳۱۶).<BR>
 <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
صحنه‌ای از فیلم دختر لر، نخستین فیلم ناطق فارسی<BR>
 <BR>
فیلم‌های سپنتا در ایران کمابیش با استقبال روبرو شدند، اما به دليل عدم حمایت دولت و نمایش بی‌رویه‌ی فیلم‌های وارداتی که معمولا با زیرنویس به نمایش در می‌آمدند، این سینماگر باذوق از نظر مالی در تنگنا قرار گرفت و از ادامه فعالیت سینمایی باز ماند.<BR>
 <BR>
ژانرهای سینمای ایرانی<BR>
 <BR>
جلد اول کتاب "تاریخ اجتماعی سینمای ایران" به تفصیل به فیلم‌های معدودی پرداخته است که تا پیش از شهریور ۱۳۲۰ ساخته شدند. در همان نخستین مرحله‌ی تولید سینمایی، چند "تیپ" داستانی شکل گرفت که تأثیر آنها تا سال‌های بعد نیز ادامه یافت.<BR>
 <BR>
معروف‌ترین آنها "فکلی" بود. این "تیپ" جوانی آراسته و "ژیگول" بود که در اطوار و رفتار از آداب فرنگی تقلید می‌کرد. این تیپ در سالهای بعد هم در چند فیلم ظاهر شد، مانند "ممل آمریکایی" (۱۳۵۳) به کارگردانی شاپور قریب و "جوجه فکلی" (۱۳۵۳) به کارگردانی رضا صفائی.<BR>
 <BR>
نمونه‌ی کامل‌تر این "تیپ اجتماعی" در سریال تلویزیونی "دایی جان ناپلئون" به کارگردانی ناصر تقوائی و فیلم سینمایی "حاجی واشنگتن" به کارگردانی علی حاتمی ارائه شده است.<BR>
 <BR>
نظارت دولتی تا سانسور<BR>
<BR>
 کتاب "تاریخ اجتماعی سینمای ایران" به مناسبات حاکمیت با صنعت سینما نیز پرداخته است. در جامعه‌ای مانند ايران که هنگام ورود سینما ۹۰ درصد جمعیت بی‌سواد بودند، رسانه تصویری سينما می‌توانست نقش مهمی در بيداری مردم ايفا کند. حاکميت استبدادی از اين قابليت آگاه بود و از همان آغاز فعاليت سينمايی را به طور کامل زیر نظارت گرفت.<BR>
 <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
در سراسر دوران پهلوی همواره اداره‌ای برای نظارت بر امور سينمایی وجود داشت که بر توليد و پخش فيلم‌ها نظارت می‌کرد.<BR>
 <BR>
"جلوگيری از نمايش فيلم‌های غيراخلاقی" در آغاز از وظایف شهرداری تهران بود و سپس به وزارت‌خانه‌های "امور داخله" و "فرهنگ" واگذار شد.<BR>
 <BR>
افزون بر‌ اين، برخی از مقامات کشوری و لشکری می‌توانستند به میل خود از نمايش فيلمی که جواز نمایش گرفته بود، جلوگيری کنند. دخالت‌های خصوصی نيز رواج داشت و هر شخصيت بانفوذی می‌توانست در تهيه يا نمايش يک فيلم مشکل ایجاد کند.<BR>
 <BR>
در جریان جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، به طور رسمی اداره‌ای برای سانسور فیلم شکل گرفت و جالب این است که نخستین سرپرست این اداره زنی آمریکایی به نام نیلا کرم کوک بود، که نویسنده سرگذشت او را به تفصیل شرح داده است.<BR>
 <BR>
سال‌های اشغال و آشوب<BR>
 <BR>
جلد دوم کتاب "تاریخ اجتماعی سینمای ایران" به گزارش شرایط اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ پرداخته و پیامدهای فرهنگی آن را بازگو کرده است. دولت‌های بزرگ برای پیشبرد اغراض سیاسی خود، به نمایش وسیع فیلم‌های خبری و مستند و داستانی دست زدند و رسانه‌ی فیلم را به دورافتاده‌ترین نقاط کشور بردند.<BR>
 <BR>
به ویژه نمایندگی‌های فرهنگی "اتحاد شوروی" در پخش و نمایش فیلم فعال بودند و بر لایه‌های روشنفکری تأثیری عمیق گذاشتند. سلطه فرهنگی "ایدئولوژی چپ" در قالب قدرت و نفوذ "حزب توده ایران" به ویژه در تهران و شهرهای شمالی کشور کاملا محسوس بود.<BR>
 <BR>
متأسفانه اطلاعاتی که کتاب درباره نفوذ فرهنگی روشنفکران و نویسندگان متمایل به چپ ارائه داده، غیردقیق است و آشکارا از منابع غیرمعتبر نقل شده است. کتاب از ده‌ها نویسنده و شاعری که در درون یا پیرامون "حزب توده" بودند نامی نمی‌برد، در عوض از تنی چند نام می‌برد که به نام "توده‌ای" هیچ شهرتی ندارند: محمد تفضلی، نقی میلانی، فخرالدین گرگانی، محمود افراشته، محمود جواهری و....<BR>
 <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
مراد از محمد تفضلی باید محمود تفضلی باشد و شاید هم جهانگیر تفضلی. نقی میلانی و محمود جواهری چهره‌های ادبی یا هنری شناخته شده‌ای نیستند. مراد از محمود افراشته باید محمدعلی افراشته باشد. معلوم نیست مقصود از فخرالدین گرگانی (شاعر قرن پنجم!) چه کسی است.<BR>
 <BR>
کتاب در نقل نکات تاریخی نیز غیردقیق است، برای نمونه گفته می‌شود: «ابراهیم گلستان به همراه خلیل ملکی و جلال آل‌احمد از حزب توده جدا شد.» درست آن است که گلستان کمابیش همزمان با یاران خلیل ملکی از تشکیلات حزب توده کناره گرفت، اما به همراه انشعابیون نرفت.<BR>
 <BR>
در همین بخش نویسنده به بردن نامی از عبدالحسین نوشین، هنرمند تئاتر، بسنده کرده است، اما از نقش برجسته‌ی او در بالا بردن شناخت نمایشی چیزی نگفته است. او فراموش می‌کند که برخی از یاران و شاگردان نوشین بعدها به سینما رفتند، بسیاری از آنها در هیئت بازیگر یا کارگردان فعال شدند: نصرت‌الله محتشم، نصرت‌الله کریمی، عزت‌الله انتظامی، محمدعلی جعفری، صادق و عباس شباویز، مهین و مصطفی اسکویی، توران مهرزاد، ایرن زازیانس، محمدعلی کشاورز، محمدتقی کهنمویی و بسیاری دیگر...<BR>
 <BR>
رشد و گسترش سینما در ایران<BR>
 <BR>
تولید فیلم سینمایی که از سال ۱۳۱۶ متوقف شده بود، در سال ۱۳۲۷ با امکانات و شرایطی بهتر، از سر گرفته شد. سينمای ايران، به رغم موانع بيشمار، راه خود را باز کرد. توليد سالانه در سال ۱۳۳۲ به ۲۰ فيلم رسيد و در سال‌های بعد باز هم بیشتر شد.<BR>
 <BR>
فیلم‌های خارجی نیز در ایران بازاری مناسب یافته بودند. در آغاز میان کشورهای بزرگ در تقسیم بازار فیلم رقابت وجود داشت، از اتحاد شوروی (سابق) و آمریکا و انگلیس و فرانسه تا تولیدکنندگان شرقی مانند هند و مصر. در ایران نیز مثل همه جهان، سرانجام این سینمای هالیوود بود که گوی سبقت از دیگران ربود و طی سه دهه تا آستانه‌ی انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ بیشترین درآمد تجارت سینما را از آن خود ساخت. در همین بخش نویسنده‌ی کتاب به تفصیل به پیشرفت کار دوبلاژ در ایران پرداخته است.<BR>
 <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
از نيمه دهه ۱۳۳۰ رشد تولید سينمایی شتاب بيشتری گرفت و در تهران ده‌ها بنگاه فيلم‌سازی تأسيس شد که فعالیت آنها از کار و خلاقیت هنری دور بود. بیشتر محصولات سینمایی از الگوهای خارجی پيروی می‌کردند.<BR>
 <BR>
تقلید از فيلم‌های نیمه‌موزیکال هندی و کمدی‌های مصری، که با وجود تکنیک ضعیف و پرداخت ساده، در ايران فروش خوبی داشتند، راهی مطمئن برای کسب درآمد بود. بدين ترتيب یک "ژانر" وطنی پديد آمد که منتقدان سينمائی از آن با عنوان تحقير‌آميز "فيلمفارسی" نام بردند. فیلم‌هایی که تنها ارتباط آنها با جامعه ایران در این بود که در آنها به زبان فارسی سخن گفته می‌شد.<BR>
 <BR>
رشد کمی سینمای ایران، که تولید آن تا نیمه دهه ۱۳۵۰ به نزدیک سالانه صد فیلم رسید، به دلایل گوناگون با پیشرفت و شکوفایی هنری همراه نبود. از اوایل دهه ۱۳۴۰ سینماگرانی مانند فرخ غفاری و ابراهیم گلستان به خلق آثاری متفاوت کوشیدند، اما به جای پشتیبانی و تشویق با کارشکنی و سانسور روبرو شدند.<BR>
 <BR>
کتاب حمید نفیسی جریان‌های اصلی سینمای ایران را معرفی کرده و برخی از فیلم‌های شاخص هر جریان را به تفصیل تشریح کرده است.<BR>
 <BR>
سینمای جاهلی<BR>
 <BR>
از نیمه دهه ۱۳۳۰ چند فیلم سینمایی به بازآفرینی شخصیت آدم‌هایی تکرو پرداختند که در زندگی مدرن پایگاه ثابتی نداشتند. در سال ۱۳۳۶ با نمایش دو فیلم "جنوب شهر" به کارگردانی فرخ غفاری و "لات جوانمرد" ساخته مجید محسنی، سیمای مردی قلدر و لوطی‌مسلک شکل گرفت که یادآور سنت "عیاری" در فرهنگ و ادب سنتی بود.<BR>
 <BR>
این "تیپ" که یادگاری از "دوران خوش گذشته" بود، با تکرار و تقلید بی‌اندازه در سینمای ایران به ابتذال افتاد. در سال ۱۳۴۸ مسعود کیمیایی با فیلم موفق "قیصر" این "ژانر" را احیا کرد و از "لات" یا "لمپن" شهری، یک فرد ضدقهرمان یا "یاغی مدرن" بیرون آورد.<BR>
 <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
سه ستاره محبوب سینمای ایران در کنار هم (از راست) بهروز وثوقی، ناصر ملک‌مطیعی و محمد علی فردین<BR>
 <BR>
در پیوند با "سینمای جاهلی"، فیلم‌هایی ساخته شد که بر ارزش‌های سنتی عیاری و قلندری و خلق و خوی "داش مشتی" تکیه داشتند. در این بخش فیلم "داش آکل" به کارگردانی مسعود کیمیائی معرفی و بررسی شده است.<BR>
 <BR>
فیلم‌های سازوضربی<BR>
 <BR>
از اوایل دهه ۱۳۴۰ و به تقلید از موزیکال‌های هندی، فیلم‌های بسیاری ساخته شد که دعوا و آواز دو رکن اصلی آنها بود. قهرمان فیلم جوانی خوش‌اندام و بزن بهادر بود که در عین حال روحی لطیف داشت و در هر فرصتی از بی‌وفایی روزگار یا دوری دلدار آواز می‌خواند.<BR>
 <BR>
بهترین نمونه این فیلم‌ها "گنج قارون" به کارگردانی سیامک یاسمی بود که در سال ۱۳۴۴ رکورد فروش را شکست. "ستاره" بزرگ این فیلم محمدعلی فردین بود که حتی نام خود را به "ژانر" داد: سینمای فردین.<BR>
 <BR>
سینمای "موج نو"<BR>
 <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
از حوالی سال ۱۳۴۸ به همت سینماگران جوانی که بیشتر آنها در غرب تحصیل کرده بودند، فیلم‌هایی ساخته شد که بیش از هر چیز به کیفیت بالای هنری و استقبال نخبگان و روشنفکران نظر داشتند.<BR>
 <BR>
بیشتر فیلم‌های "موج نو" درونمایه انتقادی داشتند، از مشکلات واقعی جامعه و رنج طبقات محروم سخن می‌گفتند. در این بخش از کتاب، فیلم "گاو" به کارگردانی داریوش مهرجویی به تفصیل مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.<BR>
 <BR>
"موج نو"ی سینمای ایران در آستانه انقلاب سال ۱۳۵۷ رو به زوال گذاشت، زیرا از دو سو زیر فشار قرار گرفته بود. از سویی به خاطر بازنمایی نابسامانی‌های جامعه با فشار "اداره ممیزی" روبرو بود و از سوی دیگر نفرت و تمسخر تماشاگران عادی سینما را برانگیخته بود که زبان و پیام آن را در نمی‌یافتند.<BR>
 <BR>
در واقع بسیاری از سینماگران نوجو به خاطر گریز از سانسور به زبانی پیچیده و نامأنوس روی آورده بودند که برای توده مردم نامفهوم بود.<BR>
 <BR>
برخی از لغزش‌های کتاب<BR>
 <BR>
در کتاب "تاریخ اجتماعی سینمای ایران" برخی نکات غیردقیق راه یافته است، که در کتابی با این همه اطلاعات گسترده و گوناگون قابل فهم است.<BR>
 <BR>
به ویژه در فهرست نهایی کتاب و درج نام‌های خاص لغزش‌های آشکار دیده می‌شود:<BR>
<BR>
نام "عارف قزوینی"، با نام خانوادگی "قزوینی" و نام کوچک "عارف" ثبت شده است. می‌دانیم که نام کوچک این شاعر "ابوالقاسم" بوده است و نام خانوادگی او "عارف قزوینی".<BR>
نام "میرزاده عشقی" نیز به همین روال ثبت شده است، درحالیکه نام کامل این شاعر "محمدرضا میرزاده عشقی" است.<BR>
همین خطا در ثبت "آیت‌الله کاشانی" دیده می‌شود، "آیت‌الله" نام کوچک تلقی شده است! "ابوالقاسم کاشانی" درست است.<BR>
دو پادشاه خاندان پهلوی در فهرست اعلام با نام‌های کوچک خود ثبت شده‌اند: رضاشاه و محمدرضا شاه، درحالیکه باید زیر نام خانوادگی "پهلوی" باشد.<BR>
آخرین ملکه‌ی ایران در فهرست جلد اول "فرح پهلوی" و در فهرست جلد دوم "شهبانو فرح" ثبت شده است، درحالیکه باید زیر "فرح دیبا" باشد یا "فرح پهلوی".<BR>
نام محمدعلی فروغی در فهرست با املای Forughi ثبت شده، اما پدرش "ابوالحسن فروغی" با املای Foruqi.<BR>
 <BR>
از این نوع لغزش‌ها در نام فیلم‌ها و ترجمه عنوان آنها هم دیده می‌شود، که امید می‌رود در چاپ‌های بعدی برطرف شود.<BR>
<BR>
شناسنامه کتاب:<BR>
Hamid Naficy<BR>
 A Social History of Iranian Cinema<BR>
 Volume 1: The Artisanal Era<BR>
 Volume 2: The Industrializing Years<BR>
2011 Duke University Press<BR>
<p>dw<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7385&mi=35" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7385&mi=35</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7385&#38;mi=35</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7385&#38;mi=35</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:12 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[ امکان پذیرش غنی سازی اورانیوم از سوی آمریکا و پروتکل الحاقی از سوی ایران]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7384&#38;mi=16</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b> امکان پذیرش غنی سازی اورانیوم از سوی آمریکا و پروتکل الحاقی از سوی ایران</b><p>9 اردیبهشت 1391<p>.لس آنجلس تایمز: امکان موافقت آمریکا با ادامه غنی سازی در ایران<BR>
به روز شده:  04:06 گرينويچ - شنبه 28 آوريل 2012 - 09 اردیبهشت 1391 <BR>
فیسبوک تویتر سهیم کنیدارسال صفحه چاپ مطلب .<BR>
ایران و گروه ۱+۵ برای دور دوم مذاکرات اتمی در بغداد آماده می شوند<BR>
 لس آنجلس تایمز به نقل از مقام های آمریکایی نوشته است که ایالات متحده ممکن است با غنی سازی اورانیوم در ایران تا غلظت ۵ درصد موافقت کند و در عوض از این کشور بخواهد با نظارت بین المللی شدیدتر و خواسته های دیگری موافقت کند.<BR>
<BR>
مطالب مرتبطپانه تا: امیدوارم اظهارات فرمانده اسرائیلی درست باشدنگرانی‌ها در اسرائیل از خوشبینی نسبت به مذاکرات اتمی با ایرانوزیر خارجه ایران درباره مذاکرات اتمی: نمی‌گذاریم کار به بن بست برسدلینک‌های مرتبط<BR>
موضوعات مرتبطروابط ایران-آمریکا، پرونده هسته ای ایران<BR>
دولت آمریکا هنوز به این گزارش واکنشی نشان نداده است.<BR>
<BR>
به نوشته این روزنامه، این خبر می تواند بیانگر اعطای یک امتیاز عمده به وسیله آمریکا به ایران باشد.<BR>
<BR>
به نوشته لس آنجلس تایمز، این باور میان سیاستمداران غربی ایجاد شده است که ایران توقف کامل غنی سازی اورانیوم را نخواهد پذیرفت و اصرار بر این موضوع به ادامه مذاکرات اتمی لطمه خواهد زد.<BR>
<BR>
تاکنون موافقت با هر میزان غنی سازی به وسیله ایران یک موضوع جنجالی بوده است.<BR>
<BR>
ایران و گروه ۱+۵ به تازگی پس از ۱۵ ماه وقفه مذاکرات اتمی را از سر گرفته اند. اولین دور این مذاکرات با اعلام رضایت طرفین در استانبول به پایان رسید.<BR>
<BR>
دو طرف قرار است بیست و سوم مه در بغداد گفت و گو کنند.<BR>
<BR>
کشورهای غربی نگران هستند که در صورت تصمیم گیری ایران برای تولید سلاح هسته ای، به راحتی می تواند با دستکاری سانترفیوژهای خود اورانیوم با غلظت ۹۰ درصد تولید کند.<BR>
<BR>
به نوشته لس آنجلس تایمز، این باور میان سیاستمداران غربی ایجاد شده است که ایران توقف کامل غنی سازی اورانیوم را نخواهد پذیرفت و اصرار بر این موضوع به ادامه مذاکرات اتمی لطمه خواهد زد.<BR>
<BR>
علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران پیش تر گفته بود که ایران از حق خود برای غنی سازی گذشت نخواهد کرد ولی گفت و گو درباره میزان غنی سازی را رد نکرد.<BR>
<BR>
<BR>
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~<BR>
سلطانیه: ایران و آژانس دو هفته دیگر در وین مذاکره می کنند<BR>
به روز شده:  10:01 گرينويچ - شنبه 28 آوريل 2012 - 09 اردیبهشت 1391 <BR>
فیسبوک تویتر سهیم کنیدارسال صفحه چاپ مطلب .<BR>
نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی گفته که ایران با هدف توافق بر سر یک چارچوب برای حل و فصل موضوعات مورد اختلاف در مذاکرات شرکت می کند<BR>
<BR>
نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرده که این کشور طی نامه ای رسمی روز جمعه هشتم اردیبهشت (۲۷ آوریل) آمادگی خود را برای مذاکره با آژانس اعلام کرده و این مذاکرات روزهای ۲۵ و ۲۶ اردیبهشت (۱۴ و ۱۵ مه) در وین برگزار می شود.<BR>
<BR>
علی اصغر سلطانیه به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته که مذاکرات مجدد با آژانس "با هدف تبیین و توافق بر سر یک چارچوب و مدالیته برای حل و فصل موضوعات و پاسخ به سئوالات بر مبنای معیارها و ضوابط مورد توافق" است.<BR>
<BR>
مطالب مرتبط"ایران احتمالا پروتکل الحاقی را می پذیرد"وزیر خارجه ایران درباره مذاکرات اتمی: نمی‌گذاریم کار به بن بست برسدسلطانیه: آماده‌ایم به پرسش‌های کشورهای غربی پاسخ دهیملینک‌های مرتبط<BR>
موضوعات مرتبطپرونده هسته ای ایران، تحریم ایران<BR>
آقای سلطانیه گفت تصمیم ایران به برگزاری دور تازه مذاکرات با آژانس "نشانگر روح همکاری با این نهاد بین‌المللی و عزم سیاسی ایران برای حل و فصل و رفع ابهامات است."<BR>
<BR>
آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارشی که حدود دو ماه پیش منتشر شد، با ابراز نگرانی در مورد برنامه هسته‌ای ایران، تاکید کرده بود که با وجود انجام مذاکرات فشرده با مقام‌های ایرانی، ابهامات در مورد ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران، همچنان به قوت خود باقی است.<BR>
<BR>
در این گزارش آمده بود که ایران نگرانی‌های آژانس را بی‌اساس خوانده است و طرفین در این مورد، به شکل قابل توجهی دچار اختلاف نظر هستند.<BR>
<BR>
اما نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی می گوید که "باوجود این که بارها برخی کشورها اتهامات و ادعاهایی را علیه ایران مطرح کرده اند اما با همکاری نزدیک ایران و آژانس و انجام بازرسی های تخصصی ثابت شده است که این ادعاها بی اساس بوده است."<BR>
<BR>
"کلیه فعالیت های هسته ای ایران تحت نظارت آژانس انجام شده است و تاکنون هیچگونه انحرافی از مواد و فعالیت های هسته ای به سمت اهداف نظامی از سوی آژانس در باره ایران ثابت و گزارش نشده است."<BR>
<BR>
علی اصغر سلطانیه نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی<BR>
<BR>
آقای سلطانیه می گوید "کلیه فعالیت های هسته ای ایران تحت نظارت آژانس انجام شده است و تاکنون هیچگونه انحرافی از مواد و فعالیت های هسته ای به سمت اهداف نظامی از سوی آژانس در باره ایران ثابت و گزارش نشده است."<BR>
<BR>
این در حالی است که بی نتیجه بودن مذاکرات در سال‌های اخیر و گزارش های آژانس بین المللی در مورد احتمال وجود ابعاد نظامی در برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی باعث شده است تا شورای امنیت سازمان ملل و کشورهای غربی یک رشته تحریم های بین المللی و یکجانبه علیه ایران به اجرا بگذارند.<BR>
<BR>
شورای امنیت سازمان ملل با تصویب قطعنامه هایی از ایران خواسته است بخشی از فعالیت های هسته ای خود، به خصوص در زمینه غنی سازی اورانیوم را متوقف سازد و برای وادار کردن جمهوری اسلامی به اجرای این قطعنامه ها، یک رشته تحریم های الزام آور بین المللی را علیه این کشور به اجرا گذاشته اما دولت ایران این قطعنامه ها را غیرقانونی دانسته و از اجرای آنها خودداری ورزیده است.<BR>
<BR>
در مورد پروتکل الحاقی، که شامل نظارت دقیق تر و گسترده‌تر بازرسان آژانس بین المللی بر فعالیت های هسته ای کشورهای عضو آژانس است، دولت ایران در سال ۲۰۰۳ و دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی این سند را پذیرفت اما توافقنامه مربوط به آن را به تصویب مجلس نرساند و در سال ۲۰۰۷ دولت محمود احمدی نژاد در اعتراض نسبت به تصویب قطعنامه شورای امنیت علیه ایران اعلام کرد که دیگر به این پروتکل عمل نمی کند.<BR>
<BR>
"احتمال پذیرش پروتکل الحاقی"اما آقای سلطانیه می گوید که "جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری مسئول و متعهد به تعهدات بین المللی اش در چارچوب اساسنامه آژانس و معاهده ان پی تی در ۳۳ سال گذشته همکاری کاملی با آژانس داشته است."<BR>
<BR>
در همین حال اخیرا سفیر ایران در مسکو از احتمال پذیرش پروتکل الحاقی معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته ای توسط ایران خبر داد.<BR>
<BR>
"ایران ممکن است پروتکل الحاقی معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته ای را نیز بپذیرد."<BR>
<BR>
محمود رضا سجادی، سفیر ایران در مسکو<BR>
<BR>
شبکه خبری بلومبرگ روز چهارشنبه ششم اردیبهشت (۲۵ آوریل) از قول محمود رضا سجادی، سفیر ایران در مسکو نوشت که "ایران ممکن است پروتکل الحاقی معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته ای را نیز بپذیرد."<BR>
<BR>
در صورت پذیرش این پروتکل، امکان بازرسی های جامع تری از تاسیسات هسته ای ایران برای بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی فراهم خواهد شد.<BR>
<BR>
به گفته آقای سجادی، ایران در حال بررسی طرح روسیه برای حل مناقشه سیاسی بر سر برنامه هسته ای ایران است.<BR>
<BR>
طرح مورد اشاره آقای سجادی هفته گذشته توسط سرگئی ریابکف، معاون وزیر خارجه روسیه ارائه شد. در فاز اول این طرح، ایران تولید سانتریفیوژ و تجهیزات دیگر غنی سازی اورنیوم را متوقف خواهد کرد و دستگاه هایی که تولید شده اما هنوز در تاسیسات غنی سازی نصب نشده اند را انبار خواهد کرد.<BR>
<BR>
به گفته آقای ریابکف، در این فاز، در یک رویکرد گام به گام، طرف مقابل نیز اعلام می کند که از اعمال هر نوع تحریم جدید علیه ایران خودداری خواهد کرد.<BR>
<BR>
گفت و گو های اتمی ایران با کشورهای ۱+۵ (شامل پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل یعنی آمریکا، بریتانیا، فرانسه، چین و روسیه به علاوه آلمان) پس از ۱۴ ماه توقف، روز شنبه ۱۴ آوریل (۲۶ فروردین) به میزبانی ترکیه در شهر استانبول برگزار شد. دو طرف گفت و گوهای اخیر را "مثبت و سازنده" ارزیابی کرده‌اند و قرار است دور دوم این مذاکرات روز سوم خرداد در بغداد پایتخت، عراق برگزار شود.<BR>
<p>bbc<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7384&mi=16" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7384&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7384&#38;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=7384&#38;mi=16</guid>


<pubDate>Thu, 17 May 2012 05:12:11 CST</pubDate>
</item>

</channel>

</rss>

